تمامي مطالب موجود در اين سامانه از وب سايت هاي ديگر و بدون دخالت انساني جمع آوري شده , لذا تمام مسئوليت آنها بر عهده وب سايت منبع ميباشد. مطالب مغاير با قوانين جمهوري اسلامي ايران را از طريق بخش تماس با ما به ما اعلام کنيد.


تازه ترین مطالب
تبلیغات


سوز چوخ، وقت يوخ  

مادر شوهرم می گوید هروقت مادرشوهرش از خانه اش می رفته، می گفته " عروس، من رفتم. حقم را حلال كن".و مادرشوهرم هروقت از پیش ما می رود به من می گوید" الناز، من رفتم. حق منو حلال كن".و هربار با شنیدن این جمله بغضی به بزرگي یك توپ را با یك وضعی در گلو فرو می دهم و انقدر به خودم فشار میاورم تا اشك در چشمانم جمع نشود كه اگر اشكم جاری شود، خودم جمع نشوم!مخلص كلام، رفتن مهمان دردناك است. ولی خوشحالم به خوشحالی و سلامتی مهمان ها...امید كه تمامی بیماران از درد ر

ادامه مطلب  

بزرگداشت خواجه نصیرالدین طوسی  

5 اسفند، روز بزرگداشت خواجه نصیرالدین طوسی
و روز مهندس گرامی باد...
خواجه نصیر الدین طوسی
متولّد 5 اسفند 579 شمسی
متوفّی 11 تیر 653 شمسی
شاعر، فیلسوف، متکلّم، فقیه، ستاره شناس، ریاضی دان
دانشمند بزرگي که با نوشتن کتاب تجریدالاعتقاد به عنوان عالم بزرگي
در معرّفی مکتب شیعه معرفی گردید و در بزرگي علمی شان همین بس که
آتشفشانی در کره ماه به نام ایشان نامگذاری شده است.
همچنین از یاد نمی بریم سیّارکی که در سال 1979
توسّط ستاره شناس روسی نیکلای استفانویچ

ادامه مطلب  

فراموشی  

سال ها گذشته و من سعی می کنم به پشت سرم با خشم نگاه نکنم.زمان، درس هاي خوبی به آدم می دهد و هدیه هاي خوبی هم...بزرگترینش فراموشی است.این درس را زمان می دهد یا زمانه نمی دانم اما هر چه هست فراموشی اتفاق بزرگي است.هرچند برای بدست آوردنش باید بهاي فراوانی داد اما با همه ی این پرداخت ها باز لحظه هايی هست که انگار زمان و زمانه به آن کارگر نمی افتد، در ذهن آدم ها می ماند بی آنکه زنگ بزند، بی آنکه زنگار بگیرند و کمرنگ شود حتی...جدایی استاد بی رحمی است.بی ر

ادامه مطلب  

 

پدرگرچه توراازدست دادم اماتجربه ی بزرگي درزندگی بدست آوردم وآن اینکه به هیچکس جزخداامیدوارنباشم.گاهی فکرمیکنم اگرمابی پول بودیم جنازه ات راچطوری وباچه هزینه ای دفن وکفن میکردیم ؟هیچکس یه تعارف خشک وخالی به مانزد که هزینه رابدهدوبعدازمابگیرد(البته غیرازپسرخاله ام حاج رضا) حتی دائی کوچکم برای چاپ اعلامیه وخرما200هزارتومان ازماگرفت حتما اعتباری نزدش نداشتیم یادائی بزرگترم بعدازصرف شام مستقیمآبمن گفت برنجش خیلی چرب بود.البته اینهارابه

ادامه مطلب  

تو می تونی(پست دیروز)  

این پست دیروزه. ولی دستم خورده بود به پست موقت و اینجا پست نشده بود:
 
خب من امروز فهمیدم که اون قدر هم قوی نیستم که وقتی چیزی پیش میاد از جانب اطرافیان محترم، بتونم به کارای مهمم مثل تمرین پیانو بپردازم. فقط تونستم عصبی تر نشم. یعنی ناراحتیم رو تا یه حدی حفظ کردم که بیشتر نشه. اما اصلا توان انجام کارای مهم رو نداشتم. که این ضعف بزرگي به حساب میاد و باید روش کار کنم. چون به همین راحتی چند ساعت تمرین رو از دست دادم و منی که عملا هیچ روز تعطیلی تو هف

ادامه مطلب  

مريض هاي بامرام  

روزها داره به سرعت سپری میشه. راحت نمیگذره، اما میگذره. احتمالا هم بخاطر قابل پیش بینی بودن و روال كم استرس و هیجانشه. امروز زیاد مریض ندیدم. چندتا معاینه دفترچه سلامت دیدم و یه جراحی دندون عقل نهفته داشتم. بیشتر روی صندلی نشستم و با رئیسم حرف میزدیم! نزدیكای ظهر بود كه خیلی گرسنه شدم؛ با دستیارها هماهنگ كردیم و از تهیه غذای روبروی كلینیك غذا سفارش دادیم. منو رئیس باهم یه غذا سفارش دادیم(قیمه) البته رئیس بنا بر ریاسیت از غذای همه یه تستی زدن!! :

ادامه مطلب  

مريض هاي بامرام  

روزها داره به سرعت سپری میشه. راحت نمیگذره، اما میگذره. احتمالا هم بخاطر قابل پیش بینی بودن و روال كم استرس و هیجانشه. امروز زیاد مریض ندیدم. چندتا معاینه دفترچه سلامت دیدم و یه جراحی دندون عقل نهفته داشتم. بیشتر روی صندلی نشستم و با رئیسم حرف میزدیم! نزدیكای ظهر بود كه خیلی گرسنه شدم؛ با دستیارها هماهنگ كردیم و از تهیه غذای روبروی كلینیك غذا سفارش دادیم. منو رئیس باهم یه غذا سفارش دادیم(قیمه) البته رئیس بنا بر ریاسیت از غذای همه یه تستی زدن!! :

ادامه مطلب  

روز هفتم  

بشر هیچ مکانی را آرام‌تر و آسوده‌تر از روح خودش نمی‌تواند پیدا کند
در زندگی گذشته هیچ وقت از خدا نمی‌خواستم تا برای قطع مصرف نیکوتین یاری‌ام کند.مصرف نیکوتین خیلی عادی به نظرم می‌رسید زیرا می‌دیدم که بسیاری از مردم به راحتی نیکوتین مصرف می‌کنند.قطع مصرف هم برایم راحت و عادی به نظر می‌رسید زیرا عده‌ای را می‌دیدم که به راحتی قطع مصرف کرده‌اند. زمانی رسید که دیگر نمی‌توانستم خطرات نیکوتین را انکار کنم. باور کردم که مریضی‌هاي ناشی از م

ادامه مطلب  

هزاران سرباز آمریکایی در تیررس ایرانند  

یک روزنامه آمریکایی هشدار داد رویارویی با ایران هزینه‌هاي بزرگي برای ترامپ دارد و ممکن است به شکست برای وی منتهی شود؛ ترامپ در حالی خود را به این معرکه رویارویی با ایران افکنده که هیچ طرح استراتژیکی برای آن آماده نکرده است و در هفته‌هاي آغازین دوره کاریش کماکان بی‌برنامه است.«فرماندهی مرکزی آمریکا» هزاران نیرو در عراق و خلیج(فارس) دارد و همه این سربازان می‌توانند در مقابل حملات تلافی‌جویانه ایران آسیب‌پذیر باشند.

ادامه مطلب  

هزاران سرباز آمریکایی در تیررس ایرانند  

یک روزنامه آمریکایی هشدار داد رویارویی با ایران هزینه‌هاي بزرگي برای ترامپ دارد و ممکن است به شکست برای وی منتهی شود؛ ترامپ در حالی خود را به این معرکه رویارویی با ایران افکنده که هیچ طرح استراتژیکی برای آن آماده نکرده است و در هفته‌هاي آغازین دوره کاریش کماکان بی‌برنامه است.«فرماندهی مرکزی آمریکا» هزاران نیرو در عراق و خلیج(فارس) دارد و همه این سربازان می‌توانند در مقابل حملات تلافی‌جویانه ایران آسیب‌پذیر باشند.

ادامه مطلب  

 

حسین، ایستاده! یکه و تنها! در میانه دشت بلا و در نیمروز عاشورا، هنوز دستها و محاسنش از خون آخرین سربازش رنگین است، سربازی که اگرچه شش ماهه بود اما در میان فداییان حسین، هماورد مردان بزرگي چون عباس شد.حسین ایستاده! روبرو غوغای لشکر، درندگان انسان نما، و پشت سر، ضجه و شیون زنان و دختران بی پناه، و این خداست که با او سخن میگوید:حسین! بنده پاکباخته من! من احبنی عشقنی و من عشقنی عشقه و من عشقه قتله و من قتله.... فان دیته هرآنکه مرا دوست بدارد، عاشقم م

ادامه مطلب  

واقعیت  

چشمانم را میمالم و فکر میکنم امروز در کل سرم توی این گوشی وا مانده بود و بالاخره بعد از مدت ها یک دل سیر رمان چند هزار صفحه ای را خواندم ....همیشه بعد از تمام شدن هر رمان دچار خود در گیری میشوم.آنقدر با شخصیت قهرمان رمان اخت شده ام که تمام شدنش گاهی حتی  به گریه می اندازتم و شاید این از علایم *احمق*بودن است...خب!!!من با شخصیت ها زندگی میکنم!و شاید همه این ها به این معنا باشد که از واقعیت ها فرار میکنم..واقعیت وحود خانواده ای که دورم هستند و با وجود مه

ادامه مطلب  

خداحافظی  

به نقل از کانال گاه نوشت خانوم میم(دوست خوبم ترنم م)
هو الاول و الآخر
بزرگي میگفت: هر وقت مجبور شدی موضوعی ساده را پنهان کنی بدان یک جای کارت میلنگد.  حالا شده است حکایت last seen recently هاي تلگرامی‌مان.   انقدر دارد زمان آنلاین بودن‌هاي وقت و بی وقت مان زیاد میشود که برای فرار از فهمیدن دیگران، تلگرام را طوری تنظیم میکنیم که کسی نفهمد تا فلان ساعت از نیمه شب هم گوشی بدست خیره شده ایم به این صفحه‌ی مجازی!   یا میترسیم کسی ببیند آنلاین هستیم و پیام ب

ادامه مطلب  

خداحافظی  

به نقل از کانال گاه نوشت خانوم میم(دوست خوبم ترنم م)
هو الاول و الآخر
بزرگي میگفت: هر وقت مجبور شدی موضوعی ساده را پنهان کنی بدان یک جای کارت میلنگد.  حالا شده است حکایت last seen recently هاي تلگرامی‌مان.   انقدر دارد زمان آنلاین بودن‌هاي وقت و بی وقت مان زیاد میشود که برای فرار از فهمیدن دیگران، تلگرام را طوری تنظیم میکنیم که کسی نفهمد تا فلان ساعت از نیمه شب هم گوشی بدست خیره شده ایم به این صفحه‌ی مجازی!   یا میترسیم کسی ببیند آنلاین هستیم و پیام ب

ادامه مطلب  

فرانوگرايي در سازمان و مديريت  

مقدمه
دنیای پیرامون ما دائماً در حال تغییر و تحول است در این عصر رقابت در سطح جهانی گسترده شده، نیروی کار ناهمگون گشته، مسائل اخلاقی به طور جدی مطرح شده اند، فناوری و سیستم هاي اطلاعاتی به سرعت در حال پیشرفت اند. مفاهیم مدیریت، سازمان و رهبری و فرآیندهاي مرتبط با شدت در معرض تغییرند. همراه با افزایش سرعت تغییرات و ورود به عصر اطلاعات، ماهیت و محیط کار نیز تغییر یافته است که سازگار شدن با این تغییرات نیازمند تعدیل هاي عملکرد و بزرگي در نوع کا

ادامه مطلب  

برای تنها خواننده این وبلاگ  

توی حال و روز خوبی نبودم که با او آشنا شدم . از آن افسردگی هاي پنهان . همان هايی که ظاهرت سرحال و بشاش است و درونت غوغا . همان هايی که حوصله خودت را هم نداری.  همان هايی که آینده را  با تمام متعلقاتش می اندازی توی  صندوق عقب و بدون هدف فقط رانندگی میکنی جاده را ....
توی همچین حالت کدری ، وقتی کسی پیدا شود که اندکی روزنه رو به انگیزه هايی که همه را گم کرده ای برایت باز کند ، وقتی کسی پیدا بشود که کمکت کند شیوه زندگی ات را میلیمتر میلیمتر رو به بهتر شدن

ادامه مطلب  

آدم خوب و بد نداریم!  

آدم ها خوب و بد ندارند ،به قول عباس معروفی آدمها ماه اند تمام آدمها نیمه ی پنهانی دارند،تمام لطف ها و بدی هايشان تمام تماش لازم و ضروری برای زندگی ماست ،آدمها تمام شان معلم اند، برای تک تک ما ،درد ها و زخم هايی که به یکدیگر می زنید ،اصلش این است هیچ کدام از ما آدم سابق نمی شویم ،واقعیت بد اما واقعی دنیای ماست،کسی که خیانت می کند هیچوقت به هیچ آدمی اعتماد نخواهد کرد و صد البته هرگز لیاقت اعتماد کسی را هم نخواهد داشت ،سمت دیگر ماجرا کسی می ماند ک

ادامه مطلب  

آدم خوب و بد نداریم!  

آدم ها خوب و بد ندارند ،به قول عباس معروفی آدمها ماه اند تمام آدمها نیمه ی پنهانی دارند،تمام لطف ها و بدی هايشان تمام تماش لازم و ضروری برای زندگی ماست ،آدمها تمام شان معلم اند، برای تک تک ما ،درد ها و زخم هايی که به یکدیگر می زنید ،اصلش این است هیچ کدام از ما آدم سابق نمی شویم ،واقعیت بد اما واقعی دنیای ماست،کسی که خیانت می کند هیچوقت به هیچ آدمی اعتماد نخواهد کرد و صد البته هرگز لیاقت اعتماد کسی را هم نخواهد داشت ،سمت دیگر ماجرا کسی می ماند ک

ادامه مطلب  

 

بعد از این که مامانم رابطمونو فهمید، اجازه نداد که نداد باهم باشیم. با کلی زور و دعوا مجبور به جدایی شدم. ولی باز هم با هم حرف میزدیم. بازم رابطه رو تموم نکردیم. ولی وقتی بین دوتا نخواستن باشی باید چیکار کنی؟ مادرت، عزیز تر از جانت،بهش به دروغ قول دادی که دیگه با اون پسر ارتباطی نداشته باشی. ولی نمیتونی و با اون که همه زندگیت شده رابطه داری. دوستی، حرف میزنی.... با این که میدونی یه روزی اون آدم بهت میگه تو دروغگویی و بهت اعتماد ندارم چون به مادرت

ادامه مطلب  

یک شاخه گل (195)  

باز آوازم،سرودم،کربلایی گشته است
                    باحسین و بامحرم،نینوایی گشته است
باز در جوش و خروشم،اشگ ریزان در نهان
                گریه ی پنهانی ام شاید خدایی گشته است
سرخپوشم،رنگ سرخ خون گلفام حسین
                   گنبد احساس بی رنگم طلایی گشته است
دل میان صحنه ی سینه به منبرمیرود
                    تاکه فریاد سکوتم کبریایی گشته است
نغمه ی«هیهات من الذله» میاید ز دور
                   گویدم بیدار شو،ماه رهايی گشته است

ادامه مطلب  

یک شاخه گل (195)  

باز آوازم،سرودم،کربلایی گشته است
                    باحسین و بامحرم،نینوایی گشته است
باز در جوش و خروشم،اشگ ریزان در نهان
                گریه ی پنهانی ام شاید خدایی گشته است
سرخپوشم،رنگ سرخ خون گلفام حسین
                   گنبد احساس بی رنگم طلایی گشته است
دل میان صحنه ی سینه به منبرمیرود
                    تاکه فریاد سکوتم کبریایی گشته است
نغمه ی«هیهات من الذله» میاید ز دور
                   گویدم بیدار شو،ماه رهايی گشته است

ادامه مطلب  

به دریا رفته می داند مصیبتهای دریا را ...  

بنام خداوند جان آفرین
( .. از قدیم گفتن به دریا رفته می داند مصیبتهاي دریا  را..  ) 
یعنی برای حداقل درک، یه موقعیت، باید خودتم تا حدودی اون مرحله را تجربه کرده باشی... مثلا برای اینکه بدونی پدری و مادری یعنی چی؟ باید حداقل لحظاتی به محبت بی نظیر آنها به فرزندانشان فکر کنی...باید بفهمی وقتی اولادت یا همسرت بیمار میشه و یه آخ میگه !  یا خدای نکرده مثلا سرطان جسمشو از پا درمیاره و ذره ذره داره میمره؟؟... چه جوری همه دنیا پیش چشمات سیاه میشه و میخوای

ادامه مطلب  

به دریا رفته می داند مصیبتهای دریا را ...  

بنام خداوند جان آفرین
( .. از قدیم گفتن به دریا رفته می داند مصیبتهاي دریا  را..  ) 
یعنی برای حداقل درک، یه موقعیت، باید خودتم تا حدودی اون مرحله را تجربه کرده باشی... مثلا برای اینکه بدونی پدری و مادری یعنی چی؟ باید حداقل لحظاتی به محبت بی نظیر آنها به فرزندانشان فکر کنی...باید بفهمی وقتی اولادت یا همسرت بیمار میشه و یه آخ میگه !  یا خدای نکرده مثلا سرطان جسمشو از پا درمیاره و ذره ذره داره میمره؟؟... چه جوری همه دنیا پیش چشمات سیاه میشه و میخوای

ادامه مطلب  

کمی به من برگرد...!  

 
 
 
 
 
می ‌ترسیدم عاشقت شده باشم...
 
 
 
مثل زمین...
 
 
 
که میترسید زیر برکه ی کوچکی غرق شود....
 
 
 
و آسمان...
 
 
 
که می‌ دانست یک شب، پرنده‌ای...
 
 
 
تمام بادهايش را به مسیرِ دیگری می ‌بَرد...
 
 
 
می ‌ترسیدم...
 
 
 
و عشق در تمامِ خواب‌هايم می‌غلتید...
 
 
 
می ‌ترسیدم...
 
 
و ملافه ‌ها حالتِ تهوّع داشتند...
 
 
 
گاهی...
 
 
 
برای ترسیدن دیر می ‌شود...
 
 
 
آنقدر که دست‌هايت را...
 
 
 
با تمامِ پنجره‌ها باز می ‌کنی ...
 
 
 
و یادت میرود از هر زا

ادامه مطلب  

دیوونه.......  

یـِه نـَفَرْ هـَسْ کـِهْ بــایَدْ بــاشـہْ تــا بــاشَمْبـایَدْ قَلْبــِشْ بِزَنِــه تــا قـَلْبـَمْ بـِزَنـِهْ بـایدْنـَفـَسْ بکـِشـِهْ تــانفـَسْ بـِکـِشَمْ یه نَـفـَرْ هـَسْ کـِهْ بـودَنِشْ بهـِمْ آرامـِشْ میــدِهْ یـِهْ نـَفـَرْ هـَسْ کـِهْ بــاکلّ دُنْیــاعَوَضِشْ نِمیکـُنَمْ کـِهْ کـلی حـــَسودَمْ واسـَشْیـِک کلام خـَتْمِ کــَلامْ یـِهْ نــــــَفـَــــــــرْ هَسْ کـِهْ نـَبــاشـِهْ مـَـــنَــــــــمْ نیســـْت

ادامه مطلب  

دیوونه.......  

یـِه نـَفَرْ هـَسْ کـِهْ بــایَدْ بــاشـہْ تــا بــاشَمْبـایَدْ قَلْبــِشْ بِزَنِــه تــا قـَلْبـَمْ بـِزَنـِهْ بـایدْنـَفـَسْ بکـِشـِهْ تــانفـَسْ بـِکـِشَمْ یه نَـفـَرْ هـَسْ کـِهْ بـودَنِشْ بهـِمْ آرامـِشْ میــدِهْ یـِهْ نـَفـَرْ هـَسْ کـِهْ بــاکلّ دُنْیــاعَوَضِشْ نِمیکـُنَمْ کـِهْ کـلی حـــَسودَمْ واسـَشْیـِک کلام خـَتْمِ کــَلامْ یـِهْ نــــــَفـَــــــــرْ هَسْ کـِهْ نـَبــاشـِهْ مـَـــنَــــــــمْ نیســـْت

ادامه مطلب  

 

پسرک یادش میاد نزدیکی هاي عید که می شد ، همسایه ها واسه خونه تکونی مثل موروملخ می افتادن به جون در و دیوار خونه هاشون ، حالا بساب و تا کی بساب . مثل امروزی ها شوهراشون قربونشون برن کلاس دار که نبودن ، آدم هاي ساده سنتی و بی غل وغش که باهم رفیق و با صفا بودن یه جورایی توی کارها شون تقسیم کاری داشتن یعنی یه گروه توی جابجا کردن اثاثیه ، یه گروه توی خونه تکونی و خاک گیری وسایل خونه ، یه گروه توی شست و شوی قالی ، گلیم ، در و دیوار کف اتاقها و حیاط هاشون

ادامه مطلب  

خانه فرهنگ  

    چشمانم را گشودم . همه چیز سر جای خودش است . حوضچه رنگ و رو رفته بدون آب وسط باغچه ، درختان خشک انار و انجیر ، خمره کنار حوض ... و باز هم خورشید . باز هم روزی دیگر ؛ روزی تکراری همانند روز هاي قبل . طلوع و غروب خورشید گرچه دلنشین است اما برای منی که سالهاست در گوشه حیاط نشسته ام ، منی که در سوز و سرمای زمستان یا در اوج گرمای تابستان دم برنیاوردم ؛ نه تشنه شدم و نه گله ای کردم ، زیادی تکراری شده است .
    تنها دل خوشی من در این همه مدت مرور خاطراتی اس

ادامه مطلب  

خانه فرهنگ  

    چشمانم را گشودم . همه چیز سر جای خودش است . حوضچه رنگ و رو رفته بدون آب وسط باغچه ، درختان خشک انار و انجیر ، خمره کنار حوض ... و باز هم خورشید . باز هم روزی دیگر ؛ روزی تکراری همانند روز هاي قبل . طلوع و غروب خورشید گرچه دلنشین است اما برای منی که سالهاست در گوشه حیاط نشسته ام ، منی که در سوز و سرمای زمستان یا در اوج گرمای تابستان دم برنیاوردم ؛ نه تشنه شدم و نه گله ای کردم ، زیادی تکراری شده است .
    تنها دل خوشی من در این همه مدت مرور خاطراتی اس

ادامه مطلب  

شعله های آدم خوار  

   ساعت هفت صبح پنج شنبه 95/10/30 ، تقدیر آخرین صفحه دفتر عمر ساختمان پلاسکو را هم نوشت .  پایان عمری پنجاه ساله بسیار دردناک بود . سرنوشت بند پایانی را با جوهر آتش تمام کرد . همه چیز خوب بود که ناگاه شعله هاي آتش توجه مردم را جلب کرد . طولی نکشید که آتش نشانان رسیدند . آتش را خاموش کردند ؛ صبرکنید !! درست بود . یازدهمین طبقه هنوز هم دلش می سوخت . آتش از هر سو زبانه می کشید . نگاه هاي نگران ، درب ورودی را می دیدند . چشم هاي حیرت زده ، منتظر رفیقان قدیمی بود

ادامه مطلب  

شعله های آدم خوار  

   ساعت هفت صبح پنج شنبه 95/10/30 ، تقدیر آخرین صفحه دفتر عمر ساختمان پلاسکو را هم نوشت .  پایان عمری پنجاه ساله بسیار دردناک بود . سرنوشت بند پایانی را با جوهر آتش تمام کرد . همه چیز خوب بود که ناگاه شعله هاي آتش توجه مردم را جلب کرد . طولی نکشید که آتش نشانان رسیدند . آتش را خاموش کردند ؛ صبرکنید !! درست بود . یازدهمین طبقه هنوز هم دلش می سوخت . آتش از هر سو زبانه می کشید . نگاه هاي نگران ، درب ورودی را می دیدند . چشم هاي حیرت زده ، منتظر رفیقان قدیمی بود

ادامه مطلب  

صفحه سوم قرآن سوره بقره  

إِنَّ الَّذِینَ كَفَرُواْ سَوَاءٌ عَلَیْهِمْ أَأَنذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنذِرْهُمْ لاَ یُؤْمِنُونَ ﴿٦﴾ خَتَمَ اللّهُ عَلَى قُلُوبِهمْ وَعَلَى سَمْعِهِمْ وَعَلَى أَبْصَارِهِمْ غِشَاوَةٌ وَلَهُمْ عَذَابٌ عظِیمٌ ﴿٧﴾ وَمِنَ النَّاسِ مَن یَقُولُ آمَنَّا بِاللّهِ وَبِالْیَوْمِ الآخِرِ وَمَا هُم بِمُؤْمِنِینَ ﴿٨﴾ یُخَادِعُونَ اللّهَ وَالَّذِینَ آمَنُوا وَمَا یَخْدَعُونَ إِلاَّ أَنفُسَهُم وَمَا یَشْعُرُونَ ﴿٩﴾ فِی قُلُوبِهِم

ادامه مطلب  

صفحه سوم قرآن سوره بقره  

إِنَّ الَّذِینَ كَفَرُواْ سَوَاءٌ عَلَیْهِمْ أَأَنذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنذِرْهُمْ لاَ یُؤْمِنُونَ ﴿٦﴾ خَتَمَ اللّهُ عَلَى قُلُوبِهمْ وَعَلَى سَمْعِهِمْ وَعَلَى أَبْصَارِهِمْ غِشَاوَةٌ وَلَهُمْ عَذَابٌ عظِیمٌ ﴿٧﴾ وَمِنَ النَّاسِ مَن یَقُولُ آمَنَّا بِاللّهِ وَبِالْیَوْمِ الآخِرِ وَمَا هُم بِمُؤْمِنِینَ ﴿٨﴾ یُخَادِعُونَ اللّهَ وَالَّذِینَ آمَنُوا وَمَا یَخْدَعُونَ إِلاَّ أَنفُسَهُم وَمَا یَشْعُرُونَ ﴿٩﴾ فِی قُلُوبِهِم

ادامه مطلب  

مرگ همین زندگی است که بی تو سر میکنم ...!  

 
 
 
 
 
 
 
 
خلخالی از بوسه می بستم به پایت...
 
 
اگر اینجا بودی...
 
 
و طعم تازه می گرفت زنده گی ام...
 
 
با دو شاه بلوط چشمانت ...
 
 
اگر اینجا بودی...
 
 
تقویم رومیزی‌ ام را دور می انداختم...
 
 
و می گذاشتم ساعت دیواری به خواب رود...
 
 
پس میزان می کردم زنده گی ام را با نفس هاي تو...
 
 
 
و هیچ عزا و عید و جمعه ای تعطیل نمی کرد...
 
 
 
علاقه ی مرا ...
 
 
اما تو اینجا نیستی...
 
 
و تقویم من از عزا لبریز است...!
 
 
تو اینجا نیستی...
 
 
و زنگ ساعت دیواری...
 
 
ن

ادامه مطلب  

مرگ همین زندگی است که بی تو سر میکنم ...!  

 
 
 
 
 
 
 
 
خلخالی از بوسه می بستم به پایت...
 
 
اگر اینجا بودی...
 
 
و طعم تازه می گرفت زنده گی ام...
 
 
با دو شاه بلوط چشمانت ...
 
 
اگر اینجا بودی...
 
 
تقویم رومیزی‌ ام را دور می انداختم...
 
 
و می گذاشتم ساعت دیواری به خواب رود...
 
 
پس میزان می کردم زنده گی ام را با نفس هاي تو...
 
 
 
و هیچ عزا و عید و جمعه ای تعطیل نمی کرد...
 
 
 
علاقه ی مرا ...
 
 
اما تو اینجا نیستی...
 
 
و تقویم من از عزا لبریز است...!
 
 
تو اینجا نیستی...
 
 
و زنگ ساعت دیواری...
 
 
ن

ادامه مطلب  

لاک زدن به سبک خانم های شرقی  

لاک زدن به سبک خانم هاي شرقی
طراحی و لاک ناخن – لاک ناخن جدید – لاک ناخن مات
بیشتر مدل هاي لاک ناخن و طراحی لاک ناخن از سبک هاي آرایش اروپایی و آمریکایی بهره میبرد ، بدون شک غرب در مدل هاي مختلف آرایش و مد همیشه به روزترین طرح ها را ارائه میدهد و در مدل هاي طراحی و لاک ناخن نیز این چنین است ، اما در اینجا جدیدترین مدل هاي لاک ناخن که اکثرا خانم هاي آسیایی شرقی از آن استفاده میکنند و توسط آنان طراحی شده است را میبینید ، این طرح ها بسیار خاص تر از

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1 
ورود به کانال تلگرام