تمامی مطالب موجود در این سامانه از وب سایت های دیگر و بدون دخالت انسانی جمع آوری شده , لذا تمام مسئولیت آنها بر عهده وب سایت منبع میباشد. مطالب مغایر با قوانین جمهوری اسلامی ایران را از طریق بخش تماس با ما به ما اعلام کنید.


ورود به کانال تلگرام


٠١:٥٤  

دیدی توی خواب میخوای داد بزنی نمیشه ، همه ی توانتو جمع می كنی اما هیچ صدایی ازت بیرون نمیاد ، این فقط توی خواب نیست ، یه سری حرفا رو تو واقعیت دقیقا همین شكلی نمی تونی بزنی ، فقط فرقش اینه از واقعیت نمیشه پرید و گفت خدا رو شكر خواب بود..
 

ادامه مطلب  

کاش یک نفر بامداد رنگی خواب های سیاه سفیدم را رنگ بزند  

کاش دوباره خواب رنگی ببینم 
تورو تولباس قشنگی ببینم 
 
تو رو با چشم سیا، سوار اسپ پادشا...
قدوبالای قشنگ،کروات نخ فرنگ
ببینم که وسط دشت گلا راه میری ...
 
کاش دوباره شبیه بچگی ها...
خواب یه دشت گل آفتاب گردون 
خواب یه ابرسیاه وگریون 
عوضش خورشید سرخ و خندون 
آخ چی می شه توی خوابم بزنه رنگین کمون ...
خواب ببینم خودمو توی لباس شاهزاده،پرافاده،دست به کمر روسرم یه تاج زر
وسط دشت گلا راه میرم ،دامنم کشون کشون ...
پروانه ها ازم بخوان که برقصم باهاشون 
زی

ادامه مطلب  

سال پشت سال  

اینجا دم صبحه . اونجا ساعت چنده ؟
لابد می گی چرا بیداری این وقت صبح. بهت می گم که از خواب پریدم. از خواب ترسیدم. از خواب هم خسته ام. 
بلند می شم می پرسم این آدما چرا انقدر مزخرفن آخه؟ یعنی تا این حد ذهنم درگیره با موضوع که از خوابم می زنم. 
اینا به کنار. با احتملاتم پیش می رفتیم باید یه پست می زاشتی از آلبوم که نمی دونم چرا نزاشتی هنوز. 
یه سال و نیم با یه روح صحبت کردن هم عالمی داره. یه کم دیگه می شه دو سال. هرچند بعیده که خاطرت باشه.

ادامه مطلب  

خوابای خوب  

دیشب خونه نیما اینا بودم بعد یه چند ساعت ترس از تصادف خونه رسیده بودیم و یکم دورهمی حرف زدیم از نامزد من پرسیدن یکم خندیدیم
شب که خوابیدم فک نمیکردم انقد خواب خوبی ببینم 
تو خواب دیدم شهره اومد تو بغلم گریه میکرد و بوسم کرد یادم نمیاد چرا همچین کاری میکرد ولی خیلی خوشحال بودیم بعد رفتیم پیش بابای من شهره به طور عجیبی داش میخندید منم تو خواب داشتم دعا میکردم خواب نباشه خلاصه خیلی خواب خوبی بود از خواب که پاشدم از خوشحالی نمیدونستم چیکار کنم و

ادامه مطلب  

خواب قشنگ  

چقدر خواب ببینم که مال من شده ایو شاه بیت غزل های لال من شده ای چقدر خواب ببینم که بعد آن همه بغضجواب حسرت این چند سال من شده ای چقدر حافظ یلدا نشین ورق بخورد؟تو ناسروده ترین بیت فال من شده ایچقدر لکنت شب گریه را مجاب کنمخدا نکرده مگر بی خیال من شده ایهنوز نذر شب جمعه های من اینستکه اتفاق بیفتد حلال من شده ایکه اتفاق بیفتد کنارتان هستمبرای وسعت پرواز بال من شده ایمیان بغض و تبسم میان وحشت و عشقتو شاعرانه ترین احتمال من شده ایمرا به دوزخ بیدار

ادامه مطلب  

سهراب خلجي  

خواب دیدم شده ای عاشق و دلبند به منهمه رفتند ولی شخص تو پابند به من
موج گیسوی تو شد شرح پریشان دلمعشق را هدیه كند صاحب ترفند به من
حال گریان مرا لطف كسی خوب نكرد تا رسیدی و نگاهی پر لبخند به من
بازهم یاد توأم با غزلی در دل شبچون غزل آمده از سوی خداوند به من
همه جا از تو سرودم که به من خیره شوی خوب دانند كه نامت شده پسوند به من
خواستم در غزلم یاد تو را زنده كنمگفت بیدار شو این خواب هنرمند به من
عشق در خاطر من خاطره ای بیش نبودخواب دیدم شده ای عاشق و

ادامه مطلب  

 

خواب چه خوبه
از هرفکری رها میشی
دلتنگیات میره، غصه هات میره
حتی اونی که دلتنگشی خیلی طبیعی تو خواب کنارته
دیگه نه به گذشتت فکر میکنی نه آیندت
نه به فکر بی پولی الانتی
مشکلات زندگیت رها میشن
نه گرسنه میشی نه تشنه
ولی حیف که بعد خواب بیدار میشی
و مشکلات اگه بیشتر نشده باشه، همونجوری سرجاشون موندن
فقط یه چیزی بیشتر میشه همیشه
حس دلتنگی

ادامه مطلب  

کاش هیچوقت خوابمون عمیق نباشه... کاش خواب نمونیم...  

حس کردم تند تند نفس میکشه... احتمالا همین حس باعث شد بیدار شم... چشامو باز کردم و زل زدم به صورتش...
روش سمت من بود... واقعا داشت تند تند نفس میکشید...
حرف نمیزد ولی فهمیدم خواب بدی میبینه...
آهسته و جوری که نترسه دست کشیدم رو پیشونیش... رو گونه هاش... صداش زدم آروم... گفتم داری خواب میبینی... پاشو...
کم کم چشاشو باز کرد... دهنش باز مونده بود و به من نگاه میکرد...
 
آرامش کم کم می دوئید تو چشماش... تنفسش آرومتر شد ولی هنوز نگاهش نگران بود... احساس کردم تو چشماش اش

ادامه مطلب  

خواب  

بیدار شدم و نمی توانستم خوابی را که دیده بودم بیاد بیاورم.
فقط می دانستم که خواب دیده ام  و  تو  در خوابم بودی .
 امروز یازدهم آبان  ساعت ده صبح یکباره یادم آمد......
خواب ترا دیده بودم  
همه جیز مثل گذشته بود 
آدمها   اشیاء  ساختمان  حتی خودکارت همه همانهایی بودند که همیشه بودن 
 
اما من ؟
من سعی می کردم  اما نمی توانستم مثل همه جیزیهایی که مثل همیشه بودند 
شبیه کسی باشم که می شناختی  و یا فکر می کردم می شناسی.
 
من ........
چه فرقی می کند؟    خلاصه ک

ادامه مطلب  

خواب  

بیدار شدم و نمی توانستم خوابی را که دیده بودم بیاد بیاورم.
فقط می دانستم که خواب دیده ام  و  تو  در خوابم بودی .
 امروز یازدهم آبان  ساعت ده صبح یکباره یادم آمد......
خواب ترا دیده بودم  
همه جیز مثل گذشته بود 
آدمها   اشیاء  ساختمان  حتی خودکارت همه همانهایی بودند که همیشه بودن 
 
اما من ؟
من سعی می کردم  اما نمی توانستم مثل همه جیزیهایی که مثل همیشه بودند 
شبیه کسی باشم که می شناختی  و یا فکر می کردم می شناسی.
 
من ........
چه فرقی می کند؟    خلاصه ک

ادامه مطلب  

خیال بس است و خواب حرام ( مریم )  

دستانت روی گردنم داشت فشار می آورد
می خواستم بگویم دارم خفه می شوم
اما هوا نبود
حلقه ی انگشتانت دور گردنم هرلحظه سخت تر ریشه می انداخت
و آرواره های من هر لحظه خشک تر می شد .
دستانم مثل پیچیکی ظریف دور ریشه های زمخت انگشتانت پیچ می خورد
تنم تاب می خورد
و تو بی هیچ رحمی کار خودت را می کردی
صورتت را نمی دیدم اما خشمت را می فهمیدم
آخرین تلاشم برای حیات سبب شد چشم باز کنم
بیدار شدن لذتی داشت وصف ناپذیر
نور ماه درست روی صورتم بود
تنها چیزی که روی گ

ادامه مطلب  

رقص مردگان  

و دوش در میان خوابی مبهم به واضح مردگانی  میرقصند , واپسین بیداریش خود را باز هم در خواب دیدم 
بیاد ندارم انگاه که تو در توی این خواب ها را میشکافتم در کدامیین شروع بیدار بوده ام 
یا این که بکدامین قصه به خواب رفته بودم  
از خوابی به خواب میرفتم در هوس بیداری ,خواب را محکوم به خود کردم 
تا که در خوابی دیدم مردگانی از من,  به رقص امده اند 
شادمان بودم از انکه میرقصیدند 
جوان بودند و دل پیرم را جلایی میدادند 
اما گوشه ای خوابم پیری نشسته بود و صدا

ادامه مطلب  

رقص مردگان  

و دوش در میان خوابی مبهم به واضح مردگانی  میرقصند , واپسین بیداریش خود را باز هم در خواب دیدم 
بیاد ندارم انگاه که تو در توی این خواب ها را میشکافتم در کدامیین شروع بیدار بوده ام 
یا این که بکدامین قصه به خواب رفته بودم  
از خوابی به خواب میرفتم در هوس بیداری ,خواب را محکوم به خود کردم 
تا که در خوابی دیدم مردگانی از من,  به رقص امده اند 
شادمان بودم از انکه میرقصیدند 
جوان بودند و دل پیرم را جلایی میدادند 
اما گوشه ای خوابم پیری نشسته بود و صدا

ادامه مطلب  

خواب آخر...  

لباسش را دوخته و تن یلدا کرده تا برود..برود و باقی زندگی را به دست زمستان بدهد و بگوید حالا تو ببار. آرام آرام پاورچین پاورچین تمام برگهای  نرقصیده اش تمام باران های نیامده اش تمام چهارشنبه های سرماخورده اش تمام آدم های اخم کرده اش را بر می دارد و آذر را می بوسد و یک خواب برایم می گذارد و می رود.خوابی که تو را دارد و لبخند ریز و نیم رخی که از زیر چهار قد مشکی ات دلبری می کند و موهای بلند و تیره ات  که در باد آن خواب توی صورتم شلاق می زند و عاشق ترم

ادامه مطلب  

شعر و ریاضی...  

باز هم خواب ریاضی دیده امخواب خط های موازی دیده امخواب دیدم خوانده ام ایگرگ زگوندخنجر دیفرانسیل هم گشته کنداز سر هر جایگشتی می پرمدامن هر اتحادی می درمدست و پای بازه ها را بسته اماز کمند منحنی ها رسته امشیب هر خط را به تندی می دومگوش هر ایگرگ وشی را می جومگاه در زندان قدر مطلقمگه اسیر زلف حد و مشتقمگاه خط ها را موازی می کنمبا توان ها نقطه بازی می کنملشکر تمرین دارم بیشمارتیغی از فرمول دارم در کنارناگهان دیدم توابع مرده اندپاره خط ها، نقطه ها

ادامه مطلب  

شعر و ریاضی...  

باز هم خواب ریاضی دیده امخواب خط های موازی دیده امخواب دیدم خوانده ام ایگرگ زگوندخنجر دیفرانسیل هم گشته کنداز سر هر جایگشتی می پرمدامن هر اتحادی می درمدست و پای بازه ها را بسته اماز کمند منحنی ها رسته امشیب هر خط را به تندی می دومگوش هر ایگرگ وشی را می جومگاه در زندان قدر مطلقمگه اسیر زلف حد و مشتقمگاه خط ها را موازی می کنمبا توان ها نقطه بازی می کنملشکر تمرین دارم بیشمارتیغی از فرمول دارم در کنارناگهان دیدم توابع مرده اندپاره خط ها، نقطه ها

ادامه مطلب  

شبانه  

سرم درد میکنه خوابم نمیبره سرم د رد میکنه خوابم نمیبره ..سرم بیداد میکنه قرص خواب موثر نیست. لعنت به این نا هماهنگی
+آقای پ اومده بود به خوابم. توی خواب کمکم کرد. اقرار میکنم عادم فوق العاده ایه. اما نمی خوام که باشه. همه وجودم پر از تناقضه

ادامه مطلب  

صبر............  

صبر کن عشق تو تفسیر شود بعد برو
یا دل از ماندن تو سیر شود بعد برو
خواب دیدی که دل دست به دامان تو شد
تو بمان خواب تو تعبیر شود بعد برو
لحظه ای باد تو را خواند که با او بروی
و بمان تا به یقین دیر شود بعد برو
صبر کن عشق زمینگیر شود بعد برو
یا دل از دیدن تو سیر شود بعد برو
تو اگر کوچ کنی بغض خدا میشکند
صبر کن گریه به زنجیر شود بعد برو

ادامه مطلب  

 

یک شب از خواب بیدار میشی و می بینی فقط رویا بوده، همه چی بهت پشت کرده، اتفاقی هم نمی افته، اونوقت یکهو پیر میشی. می بینی به چیزی که خواستی نرسیدی، هرگز هم نخواهی رسید. به حافظه ت میسپاری و بعدشم رو صندلیه راحتی با دیدن برنامه های روزانه تلویزیون بقیه عمرتو به خواب میری.
.
هی مکس، یکنفر سوار مترو لس آنجلس میشه و میمیره. فکر می کنی کسی متوجه بشه؟
 
Collateral

ادامه مطلب  

 

یک شب از خواب بیدار میشی و می بینی فقط رویا بوده، همه چی بهت پشت کرده، اتفاقی هم نمی افته، اونوقت یکهو پیر میشی. می بینی به چیزی که خواستی نرسیدی، هرگز هم نخواهی رسید. به حافظه ت میسپاری و بعدشم رو صندلیه راحتی با دیدن برنامه های روزانه تلویزیون بقیه عمرتو به خواب میری.
.
هی مکس، یکنفر سوار مترو لس آنجلس میشه و میمیره. فکر می کنی کسی متوجه بشه؟
 
Collateral

ادامه مطلب  

 

بدجور کم آوردم. مشکلات مالیم این بار کمرمو خم کرده. مشکلات خونواده که هر روز بهم میریزه خستم کرده. از دنیا بیزار شدم. به حدی رسیدم که هر شب موقع خواب امید دارم که صبح از خواب بیدار نشم. بله اینم یه جور خودکشیه. و کسایی که میخوان خودکشی کنند ترسو و بزدل ان. بله خودم اعتراف میکنم: من یه ترسوام
زندگی مناسب آدمای زیادی احساسی مثل من نیست. من این بار واقعا کم آوردم. دیگه امیدی ندارم. تمومم

ادامه مطلب  

33) ایت یز چرت :/  

میگن قضاوت نکن بقیه رو که تو همون شرایط واقع میشیاا..
من دارم به سیک خفیفش تجربه میکنم :|
از چندین باری که اتفاق افتاده همین دو بار یادمه..
1.خواهرم داشت یه رمانی رو برام تعریف میکرد..که دختره مثلا فلان خواب و دید از خواب هم که پاشد نمیدونست الان اونی که دیده خواب بود واقعا اتفاق افتاده بود یا نه..
منم گفتم آغا مگه میشه خو ادم از خواب پاشه میفهه و اینا..
فردا شبش خودم خواب دیدم (هیجاانیی ترسناک!!) خونه رو سوسک برداشته!!هرچی هم میکشی نمومی نداره(من نمی

ادامه مطلب  

33) ایت یز چرت :/  

میگن قضاوت نکن بقیه رو که تو همون شرایط واقع میشیاا..
من دارم به سیک خفیفش تجربه میکنم :|
از چندین باری که اتفاق افتاده همین دو بار یادمه..
1.خواهرم داشت یه رمانی رو برام تعریف میکرد..که دختره مثلا فلان خواب و دید از خواب هم که پاشد نمیدونست الان اونی که دیده خواب بود واقعا اتفاق افتاده بود یا نه..
منم گفتم آغا مگه میشه خو ادم از خواب پاشه میفهه و اینا..
فردا شبش خودم خواب دیدم (هیجاانیی ترسناک!!) خونه رو سوسک برداشته!!هرچی هم میکشی نمومی نداره(من نمی

ادامه مطلب  

طراحی و دکوراسیون اتاق خواب کودک و نوجوان  

دکوراسیون اتاق خواب کودک   
دکوراسیون اتاق خواب کودک، ماهیتی متفاوت با سایر فضاهای منزل دارد. از نظر علم دکوراسیون نیز درست نیست که دکوراسیون اتاق خواب کودک مشابه فضای نشیمن یا اتاق خواب اصلی و یا … باشد. چرا که روحیه ی کودک شاد و پر انرژی است و فضایی شاد و پر انرژی را می طلبد. استفاده از رنگ های شاد می تواند پاسخ مناسبی به روحیه شاد کودک باشد. البته منظور ما از کودک، خردسال است چرا که نوجوان دختر و پسر نیازها، علایق و سلایقی دارند که باید در

ادامه مطلب  

جدیدترین مدل های لباس خواب زنانه  

جدیدترین مدل های لباس خواب زنانه
لباس خواب زنانه برای اکثر خانم ها از اهمیت بسیاری برخوردار است ، چرا که باعث تقویت روابط زناشویی میشود و از سردی زوجین نسبت به یگدیگر جلوگیری میکند ، خانم هایی که همیشه به تیپ خود اهمیت میدهند باید بدانند که لباس خواب زنانه و یا لباس شب ، یکی از مهمترین و تاثیرگذارترین لباس های خانم ها در طول زندگی است که باعث ایجاد شور و حرارت در زندگی آنها با مردشان میشود ، در اینجا جدیدترین مدل های لباس خواب زنانه و لباس تح

ادامه مطلب  

جدیدترین مدل های لباس خواب زنانه  

جدیدترین مدل های لباس خواب زنانه
لباس خواب زنانه برای اکثر خانم ها از اهمیت بسیاری برخوردار است ، چرا که باعث تقویت روابط زناشویی میشود و از سردی زوجین نسبت به یگدیگر جلوگیری میکند ، خانم هایی که همیشه به تیپ خود اهمیت میدهند باید بدانند که لباس خواب زنانه و یا لباس شب ، یکی از مهمترین و تاثیرگذارترین لباس های خانم ها در طول زندگی است که باعث ایجاد شور و حرارت در زندگی آنها با مردشان میشود ، در اینجا جدیدترین مدل های لباس خواب زنانه و لباس تح

ادامه مطلب  

 

دیشب مادرم گفتتو از دیروز فرو رفته ایدر کلمه ای انگار
در عیندر شیندر قافدر نقطه ها
#مصطفی_مستور
 
پرستار با اسم کوچیک صدام زد غرق خواب بودم همین چهل دقیقه پیش که بپاشد دارو پیوندی داری منگ بلند شدم بطری اب رو از روی همین میز استیل برداشتم یه دونه مای فورتیک رو خوردم به یه عالمه دارو دیگرم زل زدم که باید یک ساعت بینش فاصله باشه پرستار بعدی اومدی لیست مایعات خورده و دفع شده رو بزنه همینجور منگ نگاهش کردم قبلش گفت باز تو گریه کردی گفتم نه خواب بو

ادامه مطلب  

 

دیشب مادرم گفتتو از دیروز فرو رفته ایدر کلمه ای انگار
در عیندر شیندر قافدر نقطه ها
#مصطفی_مستور
 
پرستار با اسم کوچیک صدام زد غرق خواب بودم همین چهل دقیقه پیش که بپاشد دارو پیوندی داری منگ بلند شدم بطری اب رو از روی همین میز استیل برداشتم یه دونه مای فورتیک رو خوردم به یه عالمه دارو دیگرم زل زدم که باید یک ساعت بینش فاصله باشه پرستار بعدی اومدی لیست مایعات خورده و دفع شده رو بزنه همینجور منگ نگاهش کردم قبلش گفت باز تو گریه کردی گفتم نه خواب بو

ادامه مطلب  

خواب..  

شب بر روی شیشیه های تار مینشست آرام چون خاکستری تبدار باد نقش سایه ها را در حیاط خانه هر دم زیر و رو میکرد پیچ نیلوفر چو دودی موج می زد بر سر دیوار در میان کاجها جادوگر مهتاب با چراغ بی فروغش می خزید آرام گویی او در گور ظلمت روح سرگردان خود را جستجو میکرد من خزیدم در دل بستر خسته از تشویش و خاموشی گفتم ای خواب ای سر انگشت کلید باغهای سبز چشمهایت برکه تاریک ماهی های آرامش کولبارت را بروی کودک گریان من بگشا و ببر با خود مرا به سرزمین صورتی رنگ پری

ادامه مطلب  

بی تو به سر نمیشود  

"خدا"
یه شعر زیبا از استاد مولانا،تقدیم به تو که بهترینی:
بی همگان به سر شود بی‌تو به سر نمی‌شودداغ تو دارد این دلم جای دگر نمی‌شوددیده عقل مست تو چرخه چرخ پست توگوش طرب به دست تو بی‌تو به سر نمی‌شودجان ز تو جوش می‌کند دل ز تو نوش می‌کندعقل خروش می‌کند بی‌تو به سر نمی‌شودخمر من و خمار من باغ من و بهار منخواب من و قرار من بی‌تو به سر نمی‌شودجاه و جلال من تویی ملکت و مال من توییآب زلال من تویی بی‌تو به سر نمی‌شودگاه سوی وفا روی گاه سوی جفا

ادامه مطلب  

1 |  

انقد اوضاع دوباره بهم ریخته که کابوس های منم شروع شده . دیشب خواب خیلی بدی دیدم ، همش جیغ میزدم و گریه میکردم ، تعبیرش خوبِ اما تحملِ خواب دیدنش رو ندارم . 
حکم نیما اومده و وکیلش جواب درستی نمیده ، همش میگه من به این پرونده خوش بینم ، اینطور که وکیلش گفته حکم 100 ضربه شلاق و یک سال تبعیدِ اما هر دو طرف تا سه بار میتونن اعتراض بزنن و این داستان حالا حالا ادامه داره ... کاش تموم شه این کابوس ، دارم از بین رفتنِ خانوادمو روز به روز میبینم و این بدترین

ادامه مطلب  

1 |  

انقد اوضاع دوباره بهم ریخته که کابوس های منم شروع شده . دیشب خواب خیلی بدی دیدم ، همش جیغ میزدم و گریه میکردم ، تعبیرش خوبِ اما تحملِ خواب دیدنش رو ندارم . 
حکم نیما اومده و وکیلش جواب درستی نمیده ، همش میگه من به این پرونده خوش بینم ، اینطور که وکیلش گفته حکم 100 ضربه شلاق و یک سال تبعیدِ اما هر دو طرف تا سه بار میتونن اعتراض بزنن و این داستان حالا حالا ادامه داره ... کاش تموم شه این کابوس ، دارم از بین رفتنِ خانوادمو روز به روز میبینم و این بدترین

ادامه مطلب  

آشنا  

میشناسمت
چهره
صدا
صدای پا
عطر
همه ی اینها درست
اما
من. تو را از دستانت بهتر میشناسم
حتی اگر چشمانم بسته باشه
حتی بوی عطر تنت را هم درنظر نداشته باشم
باز میشناسمت
همیشه اولین ها مهم بوده
اولین نگاه
اولین حرف
اولین لمس
بله اولین بار.  وقتی که زخم کهنه ام را
وقتی درد روحم را 
لمس کردی........
نمیدانم  مهمانت شدم یا میزبانت
اما 
لمس نوازشگر دستات 
دستهایی که عطر گل شب بو
عطر کاغذ رنگی
عطر تمام لذت های بچگی رو داشت
چنان روح نواز بود که
هرگز.   هرگز
فرام

ادامه مطلب  

sweet draems  

 
زندگی یک خواب آشفته و بلنده. حلقه ای زرین از اتفاقات و تصاویر در چرخشی تا بی نهایت تا ابد. مهترین بخش قضیه اینجاست که متاسفانه بدن ما به این میزان خواب بلند احتیاج داره. برای اینکه فردا صبح حالمون خوب باشه باید خوب بخوابیم.
+ هیچکس نمیدونه هرکدوم از صورتها و داستانها و اتفاقایی که می بینیم و می شنویم برداشتی از کدوم اصل و ماهیت هستن. کاری از ما برنمیاد. فقط باید خوب بخوابیم فعلاً.
 
 

ادامه مطلب  

بله شیرین خانوم، این‌گونه بود*  

چند ساله بودم خدایا؟ چهار پنج سال؟ تب کرده بودم، در آتش تب می‌سوختم. شب بود، از خواب پریده بودم و تمام تنم خیس عرق بود، می‌لرزیدم و انگار گذاشته باشندم توی آتش. از خواب پریده بودم و می‌دیدم پدرم نشسته است بالای سرم و دستمال خیسی را می‌کشد روی صورتم، دست‌هایم، پاهایم. اشک می‌ریختم، اشک که می‌ریختم چشم‌هایم می‌سوخت. خوب یادم هست دست دراز می‌کردم طرف پدرم، صدایش می‌زدم، می‌خواستم تمام شود و آن تنور لعنتی خاموش شود، اما خاموش نمی‌شد. تما

ادامه مطلب  

خواب هاروی (استفن کینگ)  

سلام دوستان بعد از مدتها دوباره برگشتم تا یه کتاب دیگه براتون بزارم.این کتاب هم طبق معمول مانند کتابای دیگه استفن کینگ در ژانر وحشت نوشته شده . صفحه اول کتابو براتون میزارم:
جانت پایِ سینک ظرفشویی می‌چرخد و، یکهو، چشمش می‌افتد به شوهرش که حدود سی سال است با هم زندگی می‌کنند. با تی‌شرت سفید و شلوارک بیگ‌ داگ نشسته پشت میز آشپزخانه او را تماشا می‌کند.
بقیه در ادامه مطلب!!!
 

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1