تمامی مطالب موجود در این سامانه از وب سایت های دیگر و بدون دخالت انسانی جمع آوری شده , لذا تمام مسئولیت آنها بر عهده وب سایت منبع میباشد. مطالب مغایر با قوانین جمهوری اسلامی ایران را از طریق بخش تماس با ما به ما اعلام کنید.


ورود به کانال تلگرام


برای کسی که سالهاست نمیبینه !  

دوست داشتم ..
با اینک خیلی گیج بودم ، مبهم ، تو خودم ، ولی تو فکر تو ..
دنبال راه بسوی تو ، راهی که از ابتدا میدونستم پیداش نمیکنم ولی دوست داشتم ،
تو دلداده بودی و من هم هوش از سرم پریده بود ،
قمار کردم ، آخرش باختم ، سوختم ..
ولی دوست داشتم ..
 
دوست داشتم - محسن چاووشی .

ادامه مطلب  

 

خسته شدم 
از این بودن و نبودنت 
از داشتن و نداشتنت
از استرس نبودنت و رویای داشتنت
از بی تفاوتی هات وقتی میدونی دلم چ قدر برات تنگ 
از بیدار خوابی های نیمه شب و ندیدنت ندیدنت و ندیدنت
از دلتنگی هام 
از حال بدم 
از منتظر بودن و انتظار کشیدن 
خسته شدم 
از نداشتنت
من دلم و باختم
خودم و باختم
حسم و باختم 
تنها شدم
دوست دارم چشمام و ببندم و ببینم کنارمی
با ی لبخند مهربون 
هستی
واسه همیشه 
دلم تنگه برات 
خیلی 
خیلی 

ادامه مطلب  

 

اسمت خیلی کمه
حتی یکی هم نیست ک هم اسمت باشه و من باهاش خاطراتمو مرور کنم 
ک باشنیدن اسمش خودمو ببازم
اره من باختم 
خودمو باختم 
برعکس تصورم 
برعکس اول آشناییمون 
برعکس روزای....
خودی ک متعلق ب من نباشه ب دردم نمیخوره
من تخریب هویتی شده ام
من تخریب خودی شده ام
من تخریب عاطفی شده ام
من دیگه من نیستم
من حالا دیگه تو ام
باورت میشه اون عطیه مغرور اون عطیه ای ک دم ب دیقه میزد تو پرت حالا داره این حرفا رو میزنه حالا داره از دوستداشتن و دلتنگی هاش نسبت

ادامه مطلب  

کوتاهه مرزش!  

من باختم!تو یه وهله یی از زندگیم به شدت باختم و هرچي گذشت،بیشتر فرو رفتم!
غرق شدم خیلی زیاد!تلاشی نکردم واسه بردن،هیچ کاری واسه غرق نشدن انجام ندادم!فقط میدونم که غرق شدم و بیشتر غرق شدم و بیشتر  غرق شدم!
من حتی واسه غرق نشدن،دست و پا هم نزدم...
هیچ کاری نکردم!
ولی الان وقتشه
وقتشه که دونه دونه خط بزنم آدمای دور و برم رو!
وقتشه جدا کنم خودم ر از این سیل سیاهی لشکر ها!
از این آدم هایی که واسه من نیستن واسه رویاهای من نیستن واسه خود من نیستن مثل فکر م

ادامه مطلب  

 

کتش همه چی همونجوری بود که دوس داشتم..کاش میتونستم توی بچگیم بمونم...اینجوری همه چیزای خوبم رو داشتم..بابام بود..دنیا رنگی بود..دلم پاک بود..خدا هم هنوز ولم نکرده بود...اعتماد داشتم....شاد بودم.  خنده رو لبام هنوز بود...خودمو اینقدر نباخته بودم....کاش بچه بوددم..کاش وقتی بود که بابام موهام رو شونه میکرد و میبافت..وقتی بود که بغلم میکرد و میگفت دخترم بیاد بغل من بخوابه...چه ارامشی داشتم......دیگه هیچی واسم نمونده...خداااااا من خودمو باختم...کمکم کن دیگه ا

ادامه مطلب  

یک شبی مجنون نمازش را شکست....  

یک شبی مجنون نمازش را شکست بی وضو در کوچه ليلا نشست   عشق آن شب مست مستش کرده بود فارغ از جام الستش کرده بود   سجده ای زد بر لب درگاه او پر ز ليلا شد دل پر آه او   گفت یا رب از چه خوارم کرده ای بر صلیب عشق دارم کرده ای   جام ليلا را به دستم داده ای وندر این بازی شکستم داده ای   نشتر عشقش به جانم می زنی دردم از ليلاست آنم می زنی   خسته ام زین عشق، دل خونم مکن من که مجنونم تو مجنونم مکن   مرد این بازیچه دیگر نیستم این تو و ليلای تو … من نیستم   گفت: ای دی

ادامه مطلب  

مـــــن باختم  

من باختم به خــــود . . . 
باختم به آدم های فرشته نمـــا . . . 
باختم به شاهزاده های شهر قلب های سنگی 
و حــــــال... 
درگوشه ی اتاقم 
تنهـــــــــا . . . 
حماقت هایم را می شمارم! 
وآرام این جمله زاده میشود  
سنـــگ باش تـــــا سنگســــار نشوی . . . 
 

ادامه مطلب  

 

ی پستی میذارم تو اینستاگرام..عکسمو ک موهامو بافتم.. کپشنم مینویسم ک با دستِ تو موهامو میبافم... با اینکه همه فالوئرام دخترن میگی برش دار... میگم دخترانا همه.. میگی هر چی ک هس.... باز ی چی میپرونم میگی برو بابا.. و میری
ینی دلخور شدی... میذم عکسمو حذف میکنم... میدونی ک من دل ناراحت کردنتو ندارم.... از کِی منِ لجباز و تخس اینهمه حرف گوش کن شدم..... اونم فقط واسه تویِ لعنتی......اگه حذف نمیکردم امیدوار میشدم ب خودم.... ولی..... قافیه رو باختم... بدم باختم...... ع ا ش ق م

ادامه مطلب  

 

دلم نمیخواد هی بیا ناله کنم و بنویسم
دلم نمیخواد باور کنم که باختم
ولی کی باورش میشه
من؟
من که این همه نقشه داشتم واسه زندگیم
این همه سخت گرفتم واسه انتخابم
این همه دربه دری و حرف و حدیث واسه زندگیم
حالا باید اینجوری ببازم
من به کسی بد نکردم
فقط اشتباه، تصمیم گرفتم
تصمیمی که بزرگترین تصمیم زندگیم بود
شاید چون خیلی ساده بودم
شاید چون خیلی رو راست بودم
شاید جاهل بودم
هرچي که هست حالا راضی نیسم
نمیخوام ادامه بدم
نمیخوام گریه زاری کنم
چرا اینقدر

ادامه مطلب  

 

بزار فراموش کنم زخمی که بهم زدی بزار یادم بره کاری که با دلم کردی.از همون روز اول رابطه میترسیدم ک دلمو ببازم ولی باختم بدجور هم باختم اصلا فکر نمیکردم آخرش رو اینطوری تموم کنی.خیلی بدکردی باهام خیلی.
بخدا خیلی سعی میکنم که بهت بگم بخشیدمت ولی نمیتونم نمیتونم ازت بگذرم بدجور با دلم بازی کردی.به امام حسین یاد حرفات که میفتم آتیش میگیرم دارم میسوزم قلبم آتیش گرفته مگه من جز دوست داشتن چی ازت خواستم که اینطوری کردی باهام.آخ که دارم میسوزم تو آت

ادامه مطلب  

 

کاش که من بال و پری داشتم
جانب کویش گذری داشتم
آتش عشقش چو بجانم فتاد
سوخت اگر بال و پری داشتم
میزدم آتش به نهال حیات
گر نه امید ثمری داشتم
گلشن حسن تو ، که شاداب باد
منهم از آن چشم بری داشتم
رفتی از این شهر و نگفتی که من
شیفته ی در بدری داشتم
دل به رهش پر زد و میگفت باز
کاش که من بال و پری داشتم
پاریزی...

ادامه مطلب  

 

یاد ایامی که در گلشن فغانی داشتمدر میان لاله و گل آشیانی داشتم گرد آن شمع طرب می‌سوختم پروانه‌وارپای آن سرو روان اشک روانی داشتم آتشم بر جان ولی از شکوه لب خاموش بودعشق را از اشک حسرت ترجمانی داشتم چون سرشک از شوق بودم خاکبوس درگهیچون غبار از شکر سر بر آستانی داشتم در خزان با سرو و نسرینم بهاری تازه بوددر زمین با ماه و پروین آسمانی داشتم درد بی‌عشقی ز جانم برده طاقت ورنه منداشتم آرام تا آرام جانی داشتم بلبل طبعم رهی باشد ز تنهایی خموشنغمه

ادامه مطلب  

اما...  

کوتاه بگم
وقتی پشت سر دوست دارم (امای لعنتی) بیاد همون لحظه بدون باختی همه چی رو...
من دوست دارم اما....
منم باختم
به این جمله ی لعنتی باختم
تو اوج بی رحمی، زمین خوردن یه حال دیگه داره
نه شاکی میشی، نه داد میزنی، نه حتی یه قطره اشک
فقط ارومو ساکت نگاه میکنی...
 
زندگیتون پر از امید...
 

ادامه مطلب  

72  

چرا باهام اینکارو میکنی .. چرا داری زجرم میدی ؟! چرا ؟! دارم له میشم لعنتی .. چرا جوابمو نمیدی ؟! چرا همینجوری گذاشتی بیشتر و بیشتر و بیشتر غرق شم ...
بیشتر و بیشتر و بیشتر فرو برم ..
امتحانه ؟! من ردم .. من تمومم .. من هرچي که تو بگی ! من باختم ! تمومش کن !

ادامه مطلب  

 

روزگارا قصد ایمانم مكن زآنچه می‌گویم پشیمانم مكن كبریای خوبی از خوبان مگیر فضلِ محبوبی ز محبوبان مگیر گم مكن از راه پیشاهنگ را دور دار از نامِ مردان ننگ را گر بدی گیرد جهان را سربسر از دلم امید خوبی را مبر چون ترازویم به سنجش آوری سنگ سودم را منه در داوری چون‌كه هنگام نثار آید مرا حبّ ذاتم را مكن فرمانروا گر دروغی بر من آرد كاستی كج مكن راه مرا از راستی پای اگر فرسودم و جان كاستم آنچنان رفتم كه خود می‌خواستم هر چه گفتم جملگی از عشق خ

ادامه مطلب  

از چی بگوم  

خب خب خب
صب بییییی نهایت حالم بد بود..ليلا داش اماده میشد گفت محرابو ممد منتظرن میخوایم بریم بیرون اصلا دیگ داشتم از غصه منفجر میشدم س تایی باهم بودن ب من نگفت بیا  یعنی داشتم خفه میشدم از بغضض...اتاقو جم کردم دوباره اهنگ من ک تو اسموووون شب روزبه نعمت اللهی رو گذاشتم و نشستم ب گریه و زجه ...تو کل سوییتم تهنا بودم برقا خاموش اص فاز خودکشی

ادامه مطلب  

 

سلام رویای احساسم امیدم
دیگه چشماتو واکن من رسیدم
.
.
یادش بخیرچقدراین ترانه روباهم میخوندیم...چقدرسخته لحظه هام بدون تو...خبرنداری افسوس...فدای سرت مهربونم ،همینکه توخوب باشی برای من کافیه...خوب باش نفس من.خوب باش زندگیم.خوب باش گلم.منکه باختم همه جوره زندگیمو...

ادامه مطلب  

مه گن باختم  

نور أ مه نکه
مه گن باختمه
تو ها نمزانین 
ارا بی کش چم 
تاونه مه نگر
مه گن باختمه
ار تو بینه گری
مه چو شم سزیام
ارتو شکیاین
مه پویترکیام
ار تو خوصت هورد
مه خوصه هوردم
ارتو یکه ریشه سزانین 
مه ادس وژم قور وژم کن 
ارتو بی گنا منین 
مه بیمه گنتر اژ گن 
نور مه بن نکه گنا کار نویم
تورگ رزانم انی خار نویم
نور مه بن نکه 
مه گن باختمه
          ,,سعید ملایی,,
 

ادامه مطلب  

شرط،بچه,خطیبی  

شرط بسته بودم با بیتا ک شیمی کمتر از 15نمیگیره ولی گرفت ،شرطو باختم و یه چیپس براش خریدم
کیمیا هم باهاش شرط بسته بود ک تک نمیگیره،و نگرفت،و بیتا شرطو باخت و یه چیپس برای کیمیا گرفت
[یازده گرفته بود،از 15کمتر و از تک بیشتر بود.من شرطو بهش باختم و اونم شرطو به کیمیا باخت]
حالا رفته بودیم تو مغازه،من پول اونو حساب میکردم اون پول اینو، بیچاره اغاعه هنگیده بود
+سرکلاس کیمیا دلش درد میکرد،گفتم دوقلو هاتن! و اینگونه شد ک الان دوقلو داره
قراره اسمشونو

ادامه مطلب  

سرطان بگیروبمیر  

بغض کن...
گریه کن...
سرتو بزن تودیوار...
سیگار بکش...
داغون شو لعنتی...
کسی نمیبینه داری میریزی...
کسی فک نمیکنه ارزویه مرگی که براخودت میکنی واقعی باشه...
بغض کن...
گریه کن...
کسی درکت نمیکنه...
کسی دورت نیس....
تنهایی...
نمیفهمه چته...
مشکله تو مشکل نیس که ....سرطان که نیس خوب نشه...!
کاش سرطان داشتم...میمردم..تموم میشد این زندگیه کوفتی
کاش به جای تو من سرطان داشتم زندگیه گهِ من هرچي زود تر تموم
شه راحتترم:)

ادامه مطلب  

 

هشت صبح تربیت بدنی داشتم.با فاطی یه صبحانه مفصل و کامل خوردم و حسابی چسبید.بعد کلاس مستقيم حموم رفتم.فاطی هم اومد.تا دوازده خوابیدیم و بعدش اماده شدیم بریم کلاس.فاطی زودتر از من رفت.تحلیلی داشتم با فیزیک مدرن.برای مامان زنگ زدم حال خاله و بچش خوب بود.خداروشکر.فارسی هم ساعت شیش تموم شد.فاطی گفت امیرو تو راه دیده و حرف زدن یکم

ادامه مطلب  

سوختم این سوختن ،را هم نگارم دید و رفت  

سوختم این سوختن ،را هم نگارم دید و رفتباختم در عشق و بر، این باختن خندید و رفت
درد دلهایم نوشتم ،یک شبی ،تحویل دادم آسمانآسمان بر حال و روزم ، لحظه ای بارید و رفت
بغض کردم، گریه گردم ،نیمه شب در خلوتممونس تنهاییم غم بود، خسته شد ،نالید و رفت
عشق گر سلطان عالم ،من گدایی بر درشپادشاهم بر گدا ، جام بلا بخشید و رفت
عاشقی بودم برای ،عشق خود دلداده ایعشق من شد بی وفا، بی اعتبارم کرد و رفت
این جفای روزگار ،دل سنگ سنگم میکندنامروت با غمش ،سنگ صبورم کر

ادامه مطلب  

کاش تموم شه امسال این چرخه لاکردار ..  

داشتم فکر میکردم چقدر دوباره هی وقت کم میارم ،
داشتم فکر میکردم باید واس ی چیزایی بیشتر وقت بزارم ،
و آخر داشتم فکر میکردم ک یه مدتی بلاگفا نباشم ..
 
فقط خواستم بی خبر نباشه ؛
فقط شاید گاهی اومدم و کامنت گذاشتم ..
 
خدانگهدار تا بعد ..

ادامه مطلب  

 

قید تو رو واسه همیشه زدم و باور دارم که باید تو خیال و رئیا داشته باشمت
چون وقتی مجرد بودم گفتی شرایط ازدواج رو نداری
حالا که میخوام مطلقه بشم بدتر
نه برای اینکه تورو دوس دارم
نه برای اینکه عشقتو نمیتونم فراموش کنم
برای اینا نیس
من کنار این ادم خوشبخت نیسم
هفت ماهه تلاش کردم
هفت ماهه خیلی سردی و بی عشقی دیدم و جلوی همه بهبه و چهچه کردم
دیگه توانم نیس
دیگه بیداربودنها تا نیمه شب و گریه کردنها توانم نیس
چقدر چشمم بدتر شده وضعیتش
چقدر حالم بده
دی

ادامه مطلب  

اینترن پست کشیک  

تقریبا 30 ساعت کشیک بودم
دارممم میمیییرم..از پزشکی بدم میاد..دیگه آخراش هیچی نمیفهمیدم...کاش پزشکی نمیخوندم..کاش میرفتم یه رشته مهندسی .. 
خیلی بهم فشار اومده..واقعا خسستم..اولین کشیک سنگینم بود..
کشیک داخلی امیراعلم..امروز خیلی اذیت شدم..خیییلی..مریضا خیلی بدحال بودن
روحیمو باختم...کاش میشد پوست قبول شم...دیگه چشام داره میره

ادامه مطلب  

 

سلام عشقم
دیشب خوابتو دیدم
اینکه گوشیم زنگ میخوره
منشیته و میگه از طرف اقای فلانی ام
و دعوتم مکینه که بیام دیدنت
یعنی این دعوت از طرف تو هست و اون مطرحش کرده
میام اونجا
ولی هرچي منتظر بودم خبری ازت نبود
هرچي گشتم نیافتمت
حداقل یادم نمیاد که دیدمت
فقط یادمه که خیلی حالم بد بود.خیلی استرس داشتم که ببینمت
دوهفته پیش تو خواب دیدمت
اینکه نمیدونم چند ساعت چند بار تو یه ساختمون چندصد واحدی داشتم دنبالت میگشتم
تا پیدات کردم
تو مثه همیشه مشغول کارت ب

ادامه مطلب  

درس عشقش  

ک شبی مجنون نمازش را شکستبی وضو در کوچه ليلا نشستعشق آن شب مست مستش کرده بودفارغ از جام الستش کرده بودسجده ای زد بر لب درگاه اوپر زليلا شد دل پر آه اوگفت یا رب از چه خوارم کرده ایبر صلیب عشق دارم کرده ایجام ليلا را به دستم داده ایوندر این بازی شکستم داده اینشتر عشقش به جانم می زنیدردم از ليلاست آنم می زنیخسته ام زین عشق، دل خونم مکنمن که مجنونم تو مجنونم مکنمرد این بازیچه دیگر نیستماین تو و ليلای تو ... من نیستمگفت: ای دیوانه ليلایت منمدر رگ پید

ادامه مطلب  

 

دیروز برف خیلی خوشگل و ناز و مامانی می اومد منم ساعت هفت و بیس دیقه صبح آژانس گرفتم كه برم كلینیك جای آقای دكتر دس شكسته صحنه خیلی قشنگی بود برف نو ، آژانس گرم و نرم ، ماشینای در حال عبور برفی داشتم واسه خودم حال می كردم كه كثافت راننده آژانس نكبت انتر گند زد به حالم انجوجك همچین بوی گند از خودش متصاعد كرد كه تو سرما هرچي شیشه ماشینو می كشیدم پایین فایده نداشت بوش چرب بود و چسبیده بود به در ودیوار انتر میمون

ادامه مطلب  

 

هرچي میخوام به این زندگی نکبتی لبخند بزنم جفتک میاد تو دهنم
اه ای دریغو حسرت همیشگی
متنفرم از همتون
از همه شما مردم این شهر بی فرهنگ
از تمام ساکنین بی شعور این منطقه
همش میخوان دعوا کنن داد بزن
فقط خودشون ادمن
مملکت یه چیزی میدونن میگن .... گاون
ابله ها
من اگه شانس داشتم که این خراب شده نمیومدم
من اگر خدا داشتم که اینجا نبودم
این چه عذابی بود
این چه درد سری بود
وای وای وای
کثافت عوضی
من از سر بی کسی مه با شما حرف میزنم
مگه من چی گفتم بی عقل
فقط پرس

ادامه مطلب  

برای تو که نیستی...  

بعد از 5سال!!؟ 
 اومدی احوال مو بپرسی؟؟
خیلی دیره... 
بایددبهت میگفتم شبهای دلتنگی مو... اشک هامو... بیداری های وقت و بی وقتمو و اون حسه تلخ تنهایی رو
چرا نگفتم؟؟ 
 آخه ازت با درد گذشتم.. 
دردت بزرگم کرد... صبورم کرد... 
آره  ما بخشی از زندگی هم هستیم و هیچ وقت همو فرانوش نمیکنیم...  بهترین روزهای من و بدترین روزهای تو ...
خودت گفتی از لحظه اول شیفته و دل باختم بودی بودی و من میگم هستی هستی ... و خواهی بود ترس از دست دادنم باعث  شد ترکم کنی 
عشق اول بودی ...

ادامه مطلب  

 

سال ها پیش پدربزرگ از مکه آمده بود و برایمان سوغاتی آورده بود.
برای من یک تفنگ آورده بود که با باتری کار می کرد. هم نور پخش می کرد و هم صدایی شبیه به آژیر داشت.
آنقدر دوستش داشتم که صبح تا شب با خودم تفنگ بازی می‌کردم همه را کلافه کرده بودم .
می گفتند انقدر صدایش را در نیار انقدر تفنگ بازی نکن، باتری اش تمام می شود.
یادم می آید می خندیدم و می‌گفتم خوب تمام شود می‌روم باتری می خرم و باز بازی می کنم.
چند روزی گذشت... برایمان مهمان آمد. وسط تفنگ بازی ب

ادامه مطلب  

خوش به حال من و این دل...  

-آشفته ای...
و من این روزها آشفتگی از سر و روی زندگی ام چکه میکند!
و تو...تنها نداشته ی زندگی ام!
-بشکن این بتو...
+مگه من ابراهیمم؟!
-لیاقت نداره...بفهم!
و من دلگیر میشوم...و این حجم از درک از من بعید است:
-لیاقت داره...ولی شاید مام جای اون بودیم همین کارو میکردیم!
مهدیه چشم می بندد:
-آخه خواهرم...دوست داشتن که زوری نیست!
قطره اشک چکیده روی گونه ام را پاک میکنم:
-من که نمیگم دوسم داشته باشه...من خودم تکی قد همه دنیا دوسش دارم!
فرق سرم را می بوسد:
-چیکار کنم برا

ادامه مطلب  

یاد ایام  

 
یاد ایامی که در گلشن فغانی داشتم
                   در میان لاله و گل آشیانی داشتم
گرد آن شمع طرب می سوختم پروانه وار
               پای آن سرو روان اشک روانی داشتم
آتشم بر جان ولی از شکوه لب خاموش بود
        عشق را از اشک حسرت ترجمانی داشتم
چون سرشک از شوق بودم خاکبوس درگهی
            چون غبار از شکر سر بر آستانی داشتم
در خزان با سرو و نسرینم بهاری تازه بود
              در زمین با ماه و پروین آسمانی داشتم
درد بی عشقی ز جانم برده طاقت ورنه من
         

ادامه مطلب  

باز به حرفای تو دل می‌باختم ...  

میون اینهمه سرگردونی ... اومدم تو قلب تو مهمونی ... 
 
سفر کردستان ، سفر عجیبی بود ... باید برگردم ... باید برگردم ژیوار ... برگردم اورامان‌تخت ... باید برگردم ...  قرار بود بیایی برویم ایران را بگردیم ... نشد ... نیامدی ... نشد که بیایی ... نمی‌شود هم ... 
نشد نشد نشد ... 

ادامه مطلب  

آتش آبانماه  

 وقتی آبان می رسد بادهای سر به هوایش روسری ات را بهانه می کند وقتی کنار میز منچ بازی می کردیم روسری ات را به رسم باختن من تکان می دادی و از آن پس تمام بازی ها را باختم در آتش بازی که راه انداخته بودیم...  احمد علیدادی/اراک 

ادامه مطلب  

با من حرف بزن گل عزیزم  

ليلا جونم تو رو خدا بامن حرف بزن بگو که چی باعت شده بهم بریزی و غصه بخوی نفسم چیه که حاظر نیستی به من بگی کی ناراحتت کرده چی شده نکنه  خانوادت ناراحتت کردن  این چیه که چند هفتس باعث نااحتیته و زجرت میده نگو که چیزی نیس من میدونم تو از چیزی دلخوری و قطعا موضوعی هست که باعث ناراحتیت شده نفسم من پشتتم هرچي باشه شونه به شونتم و کنارتم نمیزارم هیچکی ناراحتت کنه و ذهنتو بهم بریزه گلم بامن حرف بزن منم احمدی مردت که عین کوه پشتت ایستاده و مراقبته تو رو

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1