تمامي مطالب موجود در اين سامانه از وب سايت هاي ديگر و بدون دخالت انساني جمع آوري شده , لذا تمام مسئوليت آنها بر عهده وب سايت منبع ميباشد. مطالب مغاير با قوانين جمهوري اسلامي ايران را از طريق بخش تماس با ما به ما اعلام کنيد.


تازه ترین مطالب
تبلیغات


 

وقتی تارهای ذهن م کوک نیستند
مفهوم همه چیز در بی مفهومی غرق می شود
واژه ها و جمله ها
حتی شعر و خیام ....
به پوچی می رسند
و من غرق در بی مفهومی های بارور شده دست وپا می زنم
و خسته و خسته. کنار پنجره ی حیرانی
و به افق های اغشته شده به رنگ دروغ خیره میانم
و در التماس های دل نا امیدم غرق می شوم
و خواب 
این پناهگاه امن خسته گی ها
را با همت بلندم فتح می کنم
و خواب های پاره پاره و خیس می بینم
در اندوه گذران شب که ارام ارام به صبح منجر میشود
شکست خورده تسلیم می

ادامه مطلب  

تنهایی زنی  

من با زنی تنها در خیابان قدم زده ام بی انکه تنها ترش کنم ..بی انکه از تنهایی درش بیاورم ..اما قدم زده ام تا حس کنم چطور می شود از بوی جنس مخالف لذت برد بی انکه غریزه ای به تکاپو بیفتد و یک خیابان بی حوصله را چطور می شود قدم زد با تمام اشتیاق و دست اخر تنها این من بودم که به انچه می خواستم رسیدم .بی انکه تنهایی کسی را بی سوال دگرگون کرده باشم 

ادامه مطلب  

نیایش با خدا  

 
 
الهی به نامت که نامت مرهم است بر درد های بی درمان
الهی  من انم انکس که بی تو هیچ است انکه دل داده است انکه طلب میکند انکه مدام در جستجو ست و راهی برای رسیدن به تو نمیابد من انم که با وجود همه مشکلات با وجود همه غم ها غصه ها درد ها زخم ها  اما باز سر بر مهر باقی مانده انکه از جز تو طلب نکرده انکه جز به سوی تو چهره ای بر نگردانده انکه دلش را با یاد و نام تو مطهر میسازد انکه روزش را بانامت اغاز میکند و شبش را با یاد تو پایان میدهد انکه گرمای دستانت

ادامه مطلب  

فردا دنیا ارام می شود.  

پسرم من بیدارم. 
اینجا در هر گوشه ای از جهان جنگ در گرفته است. 
همه چیز به نام دین اغاز میشود اما تنها انسانیت است که لگدمال می شود. 
پسرم بخواب. اینجا مادر با دلی پر ز اشوب و چشمی نگران بیدار است. 
اینجا اسمان سیاه و تاریک است .
اما تو نترس مادر. 
پسرکم,نترس و شجاع باش.
تو اگر امروز در این دنیایی برای انکه چراغی باشی در این تاریکی, گرمایی باشی برای قلبهای یخ زده, امیدی باشی در زمان نا امیدی.
پسرم , پسر خوب من ! 
همیشه شب باقی نمی ماند 
فردا دوباره خو

ادامه مطلب  

 

همه چیز ارام است
تو ارام
زندگی ارام
دنیا ارام
فروردین ارام
بهار هم...
ارام و کمی دلتنگ
راستش را بخواهی کمی هم که نه
خیلی دلتنگ
زیاد دلتنگ
اما نشسته
ارام با یک نقاب لبخند
حتی بغضش را هم قورت میدهد
که مبادا قطره اشکی را فروبریزد
که اگر بریزد
ان یک قطره همانا و باران بهاری همان...
حتی دلتنگی هم زیباست اگر دوطرفه باشد
هرچیزی دو طرفه اش زیباتر است
ولی امان از این جاده های یکطرفه
که هر روز باریکتر میشود...
 
خدای خوب لحظه های تنهاییم
دلتنگی هایم را بیخی

ادامه مطلب  

 

میخواهم نبینم
مانند یعقوب کور شدم از دوری یار
میخواهم هیچ نبینم
به امید انکه
سالها بعد
هنگام گذر از یک خیابان
دست نابینای پیری را بگیری
و از خیابان عبور دهی
و من...پر کنم وجودم را
از  عطر همیشگی ات.                و بعد.                  خیلی خیلی ارام
                                    بمیرم!

ادامه مطلب  

خدا بازیچه نیست  

بدنبال خدا در حج...نماز جعفر طیار بی حضور قلب..شعار یاربو یارب ...کنارش ان جوان تکیه بر ان درخت کرده ...انکه در بسترش از وسوس شیطان ذکرش را اهل بیت کرده...انکه در یافتن قوتی چشمانش را به دست مردم بی پدر کرده...انکه در پی درمان نوزادش از فقر در دل شب دیدگانش را سفید کرده..مرو دنبال این واهی خدا اینجاست خدا اینجاست.
همینجاست ان خدایی کهدر این نزدیکیست

ادامه مطلب  

ترحم  

 نوازش گر نگاهی بودم که پشت قاب شیشه ای چه ارام به من لبخند میزد
زندگی می خندید و دنیای غم انگیزم وارونه میشد
وارونگی زندگی وحس خیالی مبهم  لا به لای سیگار لای انگشتانت چه ارام دود میشد
و من همچنان لبخند میزدم به  صداقت چشمهایت   
صداقت هرلحظه خاکستر میشد و در آغوش زمان  فرو میریخت 
انبوهی از خاکستر بر روباهای ورم کرده ام  نشست
چه دنیای وارونه ای ....
کاش میدانستی لمس تو هوس نبود در این وارونگی
لا به لای لمس انگشتانت چه ارام میسوختم
به ناگاه ا

ادامه مطلب  

 

ارام ارام با تو هم قدم شدم!
بی انکه بفهمم کم کم در وجودم رخنه کردی
برای باورهایمان جنگیدیم تا بلاخره در گذر این روزهای ملتهب متحد شدیم...
نه من انم نه تو ان...
از اولین دیدار ما ده سال گذشته است!!!
باورت می شود...
عشق تو عاشق توست...

ادامه مطلب  

قصه های دریا  

تنها در میان  تاریکی  به دریا خیره شدم
ناگهان چیزی مرا به خود اورد مردی تنها که پاچه های شلوار جین خود را به زور بالا میزد کفش هایش را کنار ساحل رها کرد ارام ارام در دریا رفت  انقدرظاهری ارام داشت که گویی مرده است در میان موجها  ارام قدم بر میداشت یک نخ سیگار از جیب کیف کمری خود  در اورد و روشن کرد با روشن کردن سیگار اندک نوری رو صورتش افتاد اشک هایش معلوم شد ارام ارام دور شد در تاریکی محو شد اما کفش هایش هنوز انجا بود ...
سرم برگرداندم ان طرف تر

ادامه مطلب  

تنهایی...  

تنهــــــــــایی ...!
بی هـــــوایی ...!
آدم راخفه میکند ...!
گاهی هوایی شـــــدن بدون روسیاهی ...!
ارام ارام خاموشتـــــ میکند...!
 
هستند کســـــانی که ازشدت دلتنـــــگی به کمـــــا رفته اند ...!
حرف نمیزنند فقط ...!
راه میروند ...!
نفس میکشند ...!
ولی چیزی حس نمیکنند ...!
فقط ' 'فکــــــــــر '' میکنند ...!

ادامه مطلب  

قساوت قلب  

غم باد گرفته ام
خفه ام میکند هوایی که غم دارد
هوای اتاقم الوده شده است
الوده به غم...
دستان زندگی گلویم را میفشارد
ارام ...ارام...
بی صدا ..
لبخند میزند به چهره کبودم
بیمار شده ام
مردم شهر میگویند غم زده شده است
خسته ام
نه اشک میریزم
نه اه میکشم
بر میگرم...
با قساوت دلم...
برگشتی دوباره ...
 
 
 
 

ادامه مطلب  

 

گاهی اگرباماه هم صحبت شدی*پیشش ازماشکایت کرده باشی*حتی اگربی انکه مشتاقان بدانند*یک شب نمازی راامامت کرده باشی*یادرلباسی ناشناس درشب قدر*ازخودحدیثی راروایت کرده باشی*پس مردمک های نگاه ماعقیم اند*توحاضری بی انکه غیبت کرده باشی*

ادامه مطلب  

من دلتنگم؟!!!نه!  

من ارام نفس میکشماشک نمیریزمخیالت راحتمن خوبم!انقدر ناگهانی دور شده ای که مانده ام چه کنم!میدانم نگران حال بدم و اشک هایم بودی حال ارام باش که من هم ارامم!تنها کمی قلبم به تپش میافتدگاهی هم دلم از فرط دلتنگی مرا خفه میکندگاهی هم دستانم میلرزد و گاهی اشک هایم میلغزند بر گونه هایم!اماتو باور نکن!باور کن من در گوشه ای از دنیا ارام میخوابم و لبخند میزنمهیچگاه هم قلبم درد نمیگیرد باور کن بعد تو زیر درختان پاییزی قدم میزنمو حال که تو نیستی بی پروا

ادامه مطلب  

یک عاشقانه ارام  

روز سوم تو به زانو درامده بودی،عشق رحم ندارد و تو عاشق شده بودی...تو      می نشستی کنار اتش وفقط به من نگاه می‌کردی،من سر فروافکندم تا نتوانی آن چشمان قهوه ای را تصرف کنی....تو شب روز دوم گریان گفتی:قلبم را که دزدیدی ،دست کم نگاهت را ندزد!بگذار در این دریای قهوه ای،قایقم ارام پارو زنان بگردد.

ادامه مطلب  

 

 
چه خبر استشلوغش کردید ؟؟چه خبر است"یلدا" "یلدا" راه انداختید ؟؟چه حکایتی ست عاشقانه هایتان را تل انبار کرده اید در این شب ؟چه قدر "دو نفره بودنتان" را برای یلدا "جار می زنید"
همه ی روزها می تواند بوی عاشقی داشته باشد !کمی ارام ترچه خبر است ؟شاید کسی در تنهایی موج بزند .شاید کسی تمام اش "چشم" گشته و انتظار می کشد.
مراعات کنید!!کمی ارام تر !!...

ادامه مطلب  

 

حال مارا نپرس ما خوبیم
حال ما بهتری نمی فهمد
حال انگشت های زخمی را
هیچ انگشتری نمیفهمد..
 
حس مارا زیادی غم کشت
که به سر خم نکردن افتادیم
مغز با غم عصب کشی شده که:
وحشت از بی سری نمی فهمد..
 
وضع نا امن کل منطقه را
طرح خنثی گری به فاجعه برد
آنکه را سر-پرستی ش،سپر است
ترس بی سنگری نمی فهمد..
 
زیر تیغ نوشتن از فریاد
خون چکان کدام واژه شدیم
که قلم در گلوی پاره ی خویش
غیر "شرم اوری" نمی فهمد؟
 
لحن ارام در تظاهرهم
حرف مارا عوض نشد بکند
چین اخمش قشنگ معلوم

ادامه مطلب  

 

الا بذکرالله تطمئن القلوب 
این ایه معنایش این نیست که 
باذکرخدا دل ارام میگیرد  
این جمله یعنی خدامی گوید 
جوری ساخته ام توراکه جزبایادمن ارام نگیری 
تفاوت ظریفی است 
اگربی قراری،اگر دلتنگی,اگردلگیری؛گیرکار ان جاست که 
هزاران یاد'جزیاداوارامت نمیکند.... .

ادامه مطلب  

می گفت  

استاد مشاور میگفت که همیشه در همه حال باید منطقت را حین شنفتن مراجع ،رعایت کنی و هیچ شاهد و مدرکی را بر قطعیت صددر صد حرفای او و محکومیت طرف مقابلش نگیری و ، چشم بگیری از شکستکی ها و کوفتگی ها... تا چشم منطق رابطه ی بی منطق انها باشی... چه انکه رابطه ای بهم نمیریزد ؛مگر انکه طرفین ،چاشنی منطق نگاهشان را کم کرده باشند و فرقی نمیکند از دریچه خشم نگاه میکنند یا اه و ناله، بهرحال بی منطق شده اند...

ادامه مطلب  

 

ارام  ارام تابستان عزیز بار می بندد
تا زمين را به رنگینی پاییز تحویل دهد
حس تلخی از پایبز در کامم نشسته
اشنایان میروند هر کس سراغ درسشان
و جایشان خالی میشود. 
و دلهایی که چهارماهی به هم  اخت میشوند
باز مجبور به تنهایی. ... 
اه که چقدر حس شروع پاییز در کامم تلخ است. 
قطره ای از حرارت روحم پایین می غلطد
گرم گرم 
گویی از اتش درونم پاره ای اخگر 
در چشمهایم اقتاده 
که چنین دل و دیده و روح با هم میسوزند. 
و چقدر جدایی و دل کندن برایم سخت است
و من باز تنه

ادامه مطلب  

اولین ها!  

همه چیز با اولین ها شروع می شود!
اولین نگاه
اولین "دوستت دارم"
اولین "دلم برایت تنگ است"
اولین بوسه
اولین اغوش
و راستش...
همه چیز با اولین ها هم تمام میشود!
اولین دلخوری
اولین بحث
اولین قهر
اولین بی تفاوتی
هیچ وقت هیچ چیز ناگهان تمام نمی شود...
همه چیز ارام ارام با اولین ها تمام می شود!

ادامه مطلب  

برای مخاطب خاص  

سلام به مخاطب خاص م ممنون سلامت باشی بابت نطرات ی که دادی ن والا گمرگ بازرگان مشغولم صرافی همون خرید و فروش پول های خارجی و اینکه عجله نکن باش تا باشیم صبر کن تا صبر داشته باشن ارام باش تا ارام باشن منم تازه مشغول کار شدم چند ماهی هست .تو هم مشغول درسات باش و به فکر اینده نه اینکه به فکر من شد کارنامه ت هم واسم بفرست

ادامه مطلب  

گذشت ۲۷ سال از جنگ و خرابی های باقی مانده آن و مشکلات مردم آن مناطق  

اگر سفری به شهر های مرزی جنوبی ایران کرده باشید خواهید دید که در این دوران لز بعد از انقلاب هنوز که هنوز خیلی از خرابی های جنگ در شهر های مرزی ایزان باقی مانده از جمله ساختمان هایی که در زمان جنگ خراب شده بودند و به دلیل انکه دولتمردان ما فکر می کنند همه جای ایران تهران و چند شهر خاص دیگر است به این شهر های مرزی حتی نگاه هم نمی اندازند و به همین دلیل قسمتی از خاک ایران کاملا صرف یکسری خرابی شده است و برای انکه مسئولین به این شهر ها دقت نمی کنند م

ادامه مطلب  

اندوهی سرد  

به گمانم زود دیر میشود ، از نگاه خسته ی تو میشود فهمید کیستی 
صد شکر 
بعد روزها ، هنوز ایستاده ایی 
سردی و گرمی چشیده ایی
حقیقتیست از برای تو 
تبسم نگاهی که سالهاست ارزویت شده
از خرمن دلدادگی های بی قید و بند گذشتیم و ارام ارام به محیطی پر از ارامش رسیدیم ، انجا خدا بود ، دل بود ، و یک دنیا حرف های دو طرفه.....
خوشحالم 
خوشحال از ارامش امروزت و یه دنیا حرفی که دیگر حرف نیست 
او شنیده و ....
ما هم منتظر 
ممنووووونم خدا 

ادامه مطلب  

هاله اي از دلتنگي  

میسوخت ارام 
لا به لای انگشتان سرمستی شاد,
ماه طلایی بود
دودی در هوا می غلتید ارام و بی صدا
ومن رهگذری غمگین در میان هاله ای از دود پنهان
نفس عمیقی باید .... 
پسرک می خندید
و من گوشه جشمانم نم گرفته بود
بغضم میگیرد
دوست دارم باز هم نفس تازه کنم
سرفه ام میگیرد و این بار اشک از جشمانم قطره قطره بر گونه ام می جکد
نبودنت هایت را بهانه میکنم 
 تو سیگارت را بکش 
بگذار دوباره عاشقت شوم 
 

ادامه مطلب  

 

از خواب ارام نیستی می ایم 
از سرگردانی  روی  پل معلق  زندگی
 از اویزانی از طناب دار نبودنهایی كه  دنیای بودن زیر جسد رقصانشً حقیر جلوه میكند.
از انجا كه جبر دستها خواب  ارام  ادمی را می اشوید و شمارش منظم اعداد سكون قلبم را بهم می زند. 
و حكم تپیدن   را دیكته  می كند.
هیچ كس نمیداند كه  من از رخوت  خواب  نیستی  انقدر  لبریزم كه  سرم دیگر سودای باز امدن  به  سوی زندگی  ندارد.
 

ادامه مطلب  

خيال  

 
گاهی دلم می خواهد تورا از بین تمام خیالاتم بیرون بكشم، گونه هایت را نوازش كنم 
ببویمت
و ارام  ارام ،تو را تن كنم
در تو حل شوم
تا منی نماند
و انچه باقی بماند "ما" باشد 
مایی واقعی !
می شود از خیالاتم بیرون بیایی ایا؟
 
الهه نظری
٩٥/٨/٢١
 

ادامه مطلب  

ارمغان  

ای کاش 
واژه ی تلخی نیست
گاهی ،بغض فروخورده ایست که می فشارت سیب گلویت را
وحوا ...ارام ارام از چشمانت سرازیر میشود
دنیا زیر و رو شود و ادم ،ادم نباشد و رنگ از نگاهت ببازد ...
خودت بمانی در پستویی از بی رنگی خودت
ای کاش ،غرور شکسته ی زنیست در هزار تکه ی اینه
ای کاش ناخن های فرورفته ایست در دل اشوب درون
ای کاش،سکوت پرحرفیست در عربده های مردی مدفون در زمان 
ای کاش ،واژه ی تلخی نیست زهر خندیست حک شده در نگاه و صدایت 
هیس ، اینجا تو از نسل اهن و فولادی و

ادامه مطلب  

اسباب بازی  

پسر کوچکم که نگاهی اندیشمندانه دارد
و رفتار و گفتارش به بزرگترها می ماند 
پس از انکه دستور مرا برای هفتمین بار شکست
او را زدم و با سخنان تند و بدون بوسه به اتاقش روانه کردم_
آخر مادرش که از من شکیبا تر بود چندی پیش در گذشته بود
سپس از بیم انکه مبادا از غصه این قهر خوابش نبرد 
به اتاقش رفتم و او را در خوابی سنگین یافتم
پلکهایش کبود و مژگانش از گریه ی تازه مرطوب بود
و من با آه و ناله اشکهایش را به بوسه از گونه اش پاک کردم 
و اشک هایی از خود به جای نه

ادامه مطلب  

 

F L:امروز فهمیدم که خیلی شل ولم هر کاری کنم همینم این تو خونمه هررروز تا قبل بابا زنگ بزنه وسایلم جم میکنم منتظر میمونم که بابا زنگ بزنه تا بابا زنگ میزنه من چادرم سر میکنم کیفمم بر میدارم یه دور بابا زنگ میزنه قط میشه و بابا هر بار داد میزنه ده بار زنگ میزنم چقد دیر میجنبی و من استرس میگیرم و هربار میخوام تندتر باشم و نمیشه که نمیشه اندر احوالات الان من: دلم دل نیست و اشوبم و ظاهر ارام ارام اندراحوال هوا : عالی هست امروز بیست شهریور ۹۵ خدایا ممن

ادامه مطلب  

دفتر خاطرات  

بیا قلم را از دستان من بگیر....بیا خودت مرا رسم کن.... خیلی ساده .... خودت بیا مرا با افکارت حلق اویز کن...بیا خودت مرا طرحی ساده بزن....بیا خودت از من شاعر معاصر بساز.... اصلا بیا قلم را از دستان من بگیر...
 
 
 
 
خوب تماشا خواهم کرد که تو اینبار چه میکشی....از من گذشت ...تمام این دلدادگی ها...از من گذشت صبوری ها....
 
بیا کمی مرا ارام ارام بکُش...
 
من از عشقت لذت میبرم... \چشم تیله ایی من/
 
اینو چشم تیله ایی تو دفترش نوشته بود...دقیقا مال عید امساله... از رو دفتر عک

ادامه مطلب  

 

اسکن انجام شد. 
جوابش هفت روز دیگر اماده می شود. بخاطر تعطیلات. 
 
پی نوشت:
بعد از اتمام درمانم حال غریبی دارم. 
یک جور شناور بودن در سیالیت کاینات
خیلی فلسفی شد. 
اما اختیار رو سپرده ام بدست خدا
حسودیتان نشود ، بد جوری راضی شده ام به رضای خدا
آرامش دارم از ته دل
قلبم ارام ارام است.
 
 
 

ادامه مطلب  

سلام بهانه من برای زندگی  

سلام بهانه من برای زندگی ....دلت تنگ است ..... می دانم !!قلبت شکسته است ..... می دانم !!دوری برایت سخت است ...... می دانم !اما برای چند لحظه ای ارام بگیر ..... تا برایت بگویم...بگویم از دنیایی که به هیچ کس وفا نمی کند....و مردمی که به جز خودشان هیچ کس را نمی بینند..!بگویم از انچه که در این مدت بر من گذشت.....اما گریه نکن ....که حال و هوای تو مرا بارانی تر می کند...گریه نکن که چشمهای من نیز به گریه خواهند افتاد...بیا و درد دلت را به من بگو...و مطمئن باش که قول می دهم ارامت ک

ادامه مطلب  

الاغ  

یک روزملانصرالدین برای تعمیربام خانه خودمجبورشدمصالح ساختمانی رابرپشت الاغ  بگذاردوبه بالای پشت بام ببرد.الاغ هم به سختی ازپله هابالارفت.ملا مصالح ساختمانی راازدوش الاغ برداشت وسپس الاغ رابه طرف پایین هدایت کرد.ملا نمی دانست که خرازپله بالا میرودولی به هیچ وجه ازپله پایین نمی اید.هرکاری کردالاغ ازپله پایین نیامد.ملا الاغ رارها کردوبه خانه امد که استراحت کند.درهمین موقع دیدالاغ داردروی پشت بام بالاوپایین می پرد.وقتی که دوباره به پشت ب

ادامه مطلب  

سرو نینوا  

(سرو نینوا).اهوی مست خیالم به بیابان شده استبه همان کوه بلند،دره ی تنگدامن رود.وبه فریادبلندناله کنان می گوید:«خانه ی یار کجاست»گوئیا کرب وبلا ستانکه قلبم به اسارت بردست،انکه درپیچ خم زلف گرفتارم کرد.وبه میحانه ام ای دوست خراب«خانه یار کجاست»به یقین کرب وبلاست وندایی زسما آمد وگفت:خانه ی یاردر آ ن قلب  شما ست ای حسینی که همه روح منیجان منی،مکتب وایمان منیجام شهادت بچشانوچه خوش زلف رها کرده به نی،رقصانندبه سمامی روداو،به خدامی روداوتوبه م

ادامه مطلب  

صفحه چهارم کتاب ( فصل های عجیب ...)  

بهار را دوست دارم : زنده است درست متفاوت من ، راست می گویند ادم تفاوت هارا دوست دارد . به خصصو چیز هایی که متفاوت با خود ادم باشد .
تابستان را دوست دارم : گرمایش ذوب می کند سرمای وجودم را ، متنفر از این گرما که یخ وجودم را اشک میکند . 
پاییز را دوست دارم : ریز ریز می شود ، کم کم میمیرد ، ارام ارام جان می دهد . چه جالب من را درست به یاد خودم می اندازد این فصل را دوست دارم شاید وجودم را در این فصل جاگذاشته ام !
زمستان را بسیار دوست دارم : شاید چون اینده نز

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1 
ورود به کانال تلگرام